گروپ آرین

به وبلاک گروپ آرین خوش آمدید we love you all 3m

مشتقات انم ( گروه آرین)

بببAriangroup

 

MZM

 

Ariangroup

 

MZM

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 15:34  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

امتحان انواع امتحان طرزتهیه انواع مختلف سوال برای امتحان و چگونگی اجرای امتحان

امتحان چیست؟

 امتحان ،آزمون یا تست وسیله است که مابه کمک آن آموخته های شاگردان را مورد ارزش یابی قرار میدهیم یابه عبارت دیگربه کلیه ابزاری که به منظورجمع آوری اطلاعات بکاربرده میشود امتحان یاآزمون گفته میشود ویا امتحان یاتست یکی ازآن جمله وسایلی است که برای کشف استعداد ها تشخیص وسنجش خصایص روانی مانند هوش ، رغبت ، تشخیصت ، مهارت ونظایرآن هابه کاربرده میشود امتحان بادرنظرداشت اهمیت که دارد امروز درتمام دنیا مروج بوده وهم جهانیان به آن آشنایی دارند ودرتمامی کشورهای جهان ازآن به طریقه مختلف استفاده می شود هرآنچه دربالا تعریف امتحان ذکربعمل آوردیم طورذیل خلاصه میکنیم آزمون ، تست یا امتحان وسیله ای است یعنی که محاسبه شده که نمونه ای ازحالات ورفتارمعین فردرا اندازه میگیرد تست یا امتحان محاسبه شده یا استاندرد آن است که قبلاً دربوته تجارت ومحاسبات لازم گذاشته شده وشرایط وخصوصیاتی را دارا باشد.

این خصوصیات عبارتنداز:

داشتن قوه تیزعملی بودن عینیت درنمره گذاری روانی واعتباراست که بعداً به صورت مفصل مورد بحث قرار می گیرد همه ما میدانیم که هرانسان دارای استعداد های گوناگون وخصوصیات معلومات ورغبت های مختلفی است که باهیچ وسیله نمی توان یکجا ویکبار همه آن ها را اندازه گیری کرد، بنابرین امتحان فقط نمونه ای ازحالات رفتارمعین فرد را اندازه میگیرد.

قواعد امتحان:

 امتحان یاارزش یابی می تواند پاسخگوی تعداد زیادی ازهدف های پرورشی باشد.

1-        امتحان می تواند اساس نمراتی باشد که پیشرفت های شاگردان را نشان میدهد اماارزش پرورشی آن درصورتیکه امتحان به صورت یک امراجبار درآید وهدف آن صرفاً نمره دادن باشد ازبین میرود درواقع یک امتحان حتی می تواند با منحرف کردن توجه شاگردان وائتلاف وقت آن ها آثار آموزش را کاهش دهد.

2-        امتحان اثربسیارقوی برشیوه های یادگیری شاگردان دارد. سوالات یک امتحانی زمانی خوب خواهد بود که معلم درمورد هدف های پرورشی خاص خود به طورعمیق ودقیق به اندیشد وبه طور دقیق رابطه ای را که بین دوهدف یعنی آموزشی وامتحان وجوددارد درنظربگیرد.     

سوال: باتوجه به مطالب بالا کدام یک ازسه مواد زیردرست است؟

الف: هرامتحان بودنش بهترازنبودنش است.

ب: مهم ترین نتیجه یک امتحان به ائتلاف وقت شاگرد است.

ج: یک آزمون به می تواند اثرمنفی یادگیری شاگردان داشته باشد.

پاسخ (ج) درست است یک آزمون به اثرمنفی بریکدیگرشاگردان خواهد داشت.

مسابقه تاریخی امتحان یا تست:

صرف نظرازاقداماتیکه توسط افرادی مانند وونت (1842-1920) عالم روانشناسی المانی وگالستون (1911-1822) عالم روان شناسی انگلیسی درزمینه صورت گرفته است اما تاریخچه امتحان با نام (بنیه) عالم فرانسوی شروع میشود.در اواخرقرن نوزدهم وزارت آموزش وپرورش فرانسه به این مشکل تربیتی مواجه شد که دربسیاری ازصنف های مکاتب ابتدائی این کشور شاگردان غیرعادی وجود دارد که نمی تواند به سایر شاگردان ازلحاظ درسی هم آهنگی داشته باشند که درنتیجه وقت وانرژی همان وسایرشاگردان بی هوده به مصرف می رسد وزارت آموزش وپرورش فرانسه ازالفرد بنیه که درآن هنگام آزمایشگاه روان شناسی سوربن را اداره می کرد خواست تابرای پیدا کردن کودکان غیرعادی وتمیزآن ها ازسایرشاگردان راهی بیاید.

بنیه متوجه بود که اعتماد کردن به قضاوت معلمان درین خصوص کافی نیست زیرا معلوم نیست که همیشه قضاوت معلمان ازغرض خالی باشد یا با اشتباه آمیخته نباشد به نظر بنیه فرق بین افراد با هوش و کم هوش درین است که افراد با هوش درموقیعت های تازه خودش را بیشترمتمرکزمیکنند وبیشتربا وضع جدید سازش پیدا می نمایند. برین اساس درمدد برآمد که درکار هوش آزمائی یا امتحانات تستی باید موقیعت تازه ئی را دربرابر امتحان شونده گان گشود تامعلوم شود کدام یک زودترمی تواند با موفقیت تازه ئی با موفقیت تازه سازش کند بنیه درمدد برآمد که وسیله ای ابداع کند تابه کمک آن بتواند کودکان عادی راازکودکان غیرعادی به طریق علمی شخص دهد. فعالیت های بنیه وهمکارش (سیمون) درسال 1905 به ثمررسید واولین هوش آزمائی خاص کودکان عقب مانده ذهنی که به هوش آزمائی (بنیه، سیمون) معروف است به وجود آمد و30 سوال داشت بعداً این هوش آزما کاملترشد ونمونه های ازآن نیزبرای استفاده کودکان عادی مورد استفاده قرار گرفت (1911).

بنیه برای هرسنی تعداد سوال تهیه کرد ودرین گروه های نمونه ای ازکودکان را که درسنین مختلف بودن مورد آزمایش قرارداد. پس ازبررسی آزمایش ها پرسش ها هوشی مناسب رابرای هرسنی انتخاب کرد که ملاک انتخاب به این ترتیب بود.

به عنوان مثال پرسشی راکه کمتر از60 فیصد کودکان پنج ساله وبیش از75 فیصد کودکان هفت ساله به آن پاسخ می دادند برای کودکان شش ساله مناسب تشخیص می داد آزمون های هوش (بنیه ، سیمون) درسال 1911 مجدداً پس ازتجدید نظرانتشاریافت. درسال 1916 دونفرازاستادان روانشناسی دانشگاه استنفورد امریکا به اسامی (ترمن) و(مریل) آزمون های هوش بنیه سیمون را روی کودکان امریکایی اجرا نمودند که این آزمون امروز بنام (استنفورد بنیه ) معروف است . وآخرین نمونه تجدیت نظرشده آن درسال 1960 منتشر شده است وهم اکنون به صورت یکی ازوسایل سنجش هوش کودکان دوساله تاافراد بالغ مورد استفاده قرارمی گیرد. ازسن 2 سالگی تا 4 سالگی برای هر شش ماه واز4 تا 14 سالگی برای هرسال (12ماه) تستی ساخته شده است چهار گروه امتحان نیزبرای بزرگ سالان تهیه شده است دانشمندان دیگری نیزدرزمینه پیدایش امتحان مطالعاتی را انجام داده است که می توان از(کتل) روان شناس امریکائی (بنگ هاوس) دانشمند المانی (اسپرمن) (گالتون) و(وکسلر) نامبرد.

 

                                                                انواع امتحان

امتحان رااز جنبه های مختلف تقسیم کرده اند که درین جانمونه ای ازین تقسیم بندی را غرض آگاهی بیشتر ذکرمی کنیم.

الف: تقسیم بندی امتحان ازلحاظ کاربرد وهدف:

این آزمون ها به دودسته تقسیم می شوند.

 

1-       امتحان های توانائی

این امتحان ها حد اکثرعملکرد فردرا اندازه میگیرد وبه دودسته تقسیم میشوند.

a. آزمون های استعداد                                                        b. آزمون های پیشرفت تحصیلی

 

a. آزمون های استعداد:

این نوع امتحان ها به منظور اندازه گیری قابلیت وتوانائی فرد درزمینه یعنی تهیه می شوند وشامل امتحان های استعداد عمومی یا هوش آزمون های استعداد های ویژه مانند استعداد های ریاضی، استعداد های هنری وغیره است.

b. آزمون های پیشرفت تحصیلی:

 این امتحان به منظوراندازه گیری معلومات های فعلی شاگردان بکاربرده میشود دررشته های مختلف درسی اندازه گیری میکند وشامل امتحان های معلومات مانند امتحان فزیک، تاریخ ، امتحان های مهارت وغیره. هرمعلم باید بداند که قسمتی ازکاردرین است که بتواند به درستی ازعهده تدریس یک موضوع درسی برآید. اوباید طوری تدریس کند تا شاگردان بتواند به هدف های که پیش ازپیش تعین شده است برسند. اما قسمت دیگرکارمعلم اینست که بتواند پیشرفت تحصیلی شاگردان را به درستی اندازه گیرد ودرنهایت نمراتی به آن بدهد. درواقع میزان موفقیت شاگردان را دررسیدن به اهداف تعین شده شان دهد.

برای اینکه معلم بتواند میزان موفقیت شاگردان را دررسیدن به اهداف ازقبل تعین شده مشخص سازد لازم است تا آن ها را مورد آزمایش وامتحان قرار دهد. برای انجام این کار معلم باید بتواند امتحان ها ویا ابزارهای تهیه کند که میتواند پیشرفت تحصیلی شاگردان را اندازه گیرد. بنابرآن میتوان گفت که تهیه ابزارهای اندازه گیری وبه کارگیری آنها وتفسیرنتایج بدست آمده جزمسوولیت های مشغلی هرمعلم است.

 

 1-       امتحان های شخصیت:

این نوع آزمون های عملکرد معمولی فرد را اندازه گیری میکند این آزمون ها درطبقه بندی افراد ازلحاظ احراز مشاغل ، قبول مسولیت وقرار گرفتن دررهبری ونظایرآنها بکارمیرود وبه سه نوع اند: تست های فرافکن، تست های عینی شخصیت وپرسش نامه ها .

ب- تقسیم بندی امتحان ها ازلحاظ طرزاجرا:

برحسب اینکه چگونه به مرحله اجرا گذاشته میشود به دودسته فردی وجمعی تقسیم میشود.

 

1-       امتحان های فردی:

درین نوع امتحان ها آزمایش شونده وآزمایش کننده تنها وجود دارد امتحان گیرنده برای هرفرد جداگانه رهنمائی میکند ومطمئین میشود که آزمایش شونده طرز پاسخ دادن به پرسش ها را فهمیده است ، چون که درامتحان های جمعی ممکن است شاگرد نحوه پاسخ دادن به سوالات را کاملاً درک نکرده باشد وازپرسیدن دراجتماع خوداری نمایند ثانیاً امتحان گیرنده فرصت دارد که طرز رفتار وعکس العمل های شاگردان را کاملاً مورد توجه قراردهد. این توجه وملاحظه درامتحان های که بطورگروهی وجمعی اجرا میشود کمتروجوددارد وامکان آن نیست عیب ونقص این نوع امتحان دراینست که اولاً ممکن است رهنمائی درباره هرفرد متفاوت باشد درینصورت شرایط برای همه یکسان نیست ثانیاً چون امتحان برای هرفرد جداگانه اجرامی شود وقت زیاد را در برمیگیرد ودرمسابقات وامتحانات بزرگ قابل اجرا نمی باشد.

 

2-       امتحان های جمعی یا گروهی:

در امتحان های جمعی پس ازآنکه امتحان گیرنده به همه شاگردان را به طرزپاسخ دادن به سوالات رهنمائی کرد سوالات بین شاگردان توزیع میکند وافراد درمدت معین به سوالات جواب میدهد.

فوائید این امتحان درآنست که شرایط برای هم یکسان است وعده بسیارزیادی را میتوان درحل واجرای آزمایش کند که درین صورت صرفه جوئی فوق العاده دروقت وهزینه میشود. اما وقت امتحان های گروهی کمترازفردی است.

ج- تقسیم امتحان ها ازلحاظ فرم وشکل:

امتحان ها ازلحاظ فرم وشکل به سه دسته تقسیم میشود:

1-       امتحان های ابزاری:

درین نوع امتحان ازشاگردان خواسته میشود تاباابزار وآلات معین اشکال مختلفی را مرتب نمایند وهمآهنگ سازند.

 

2-       امتحان های کتبی (کاغذ وقلم):

درین نوع امتحان ها پرسش ها نوشته شده وامتحان شونده باید به آن کتاب پاسخ دهد ویا به گذاشتن علامت + یا + با پاسخ صحیح را مشخص سازد.

 

3-       امتحان های شفاهی:

درامتحان های شفاهی امتحان گیرنده پرسش های شفاهی ازشاگردان می پرسد وجواب های یادداشت میکند مانند نسبت های (بنیه، سیمون) که درمورد کودکان 4 تا7 ساله قرار میشود ویا امتحان های که درمورد بزرگ سالان بی سود مورد استفاده قرارمی گیرد.

د- تقسیم امتحان ها ازلحاظ استفاده ازکلام:

ازین لحاظ امتحان ها را به دودسته تقسیم میکند.

1- کلامی                        2- غیرکلامی

1-  درامتحان های کلامی ازجملات وکلمات برای بیان سوال وجواب استفاده می شود بنابرآن آزمایش شونده باید زبانی راکه نسبت به آن زبان نوشته شده بداند.

مهارت واسطه درزبانی که نسبت به آن نوشته شده تاثیربسیاردارد وموجب میشود که امتحان هوش آزمایش شونده دراثرعدم تسلط برزبان کاملاً دقیق نباشد. این نوع نسبت ها بسطح فرهنگ وتمدن یک کشور ارتباط دارد ونمی تواند برای کشور دیگرمورد استفاده قرارگیرد مگرآنکه بامحیط وخصوصیات فرهنگ آن جامعه تطبیق داده شود.

2-نسبت های غیرکلامی ازاشکال گوناگون علایم ونشانه های متنوع که باهم دارای ارتباط هستند ترکیب یافته است.

نسبت های غیرکلامی احتیاج به خواندن ونوشتن نه دارد ، میتوان آنها را درکشورها مختلف که زبان های گوناگونی دارد باتغیرات جزئی به کاربرد.

د- تقسیم امتحان ها ازلحاظ دقت ساخت:

این نوع امتحان ها را ازلحاظ طرز تهیه وساختن به دونوع تقسیم میکنند:

 

1-       امتحان های معلم ساخته:

این نوع تست ها را معلمان واستادان برای سنجش معلومات واطلاعات شاگردان ازدرس های که درصنف داده شده بکار میبرند طرز تهیه این تست ازین قراراست که معلمان ازمطالب ومباحثی که تدریس کرده اند فهرستی فراهم نموده وبرای آن فهرست سوالاتی به شکل سوالات تستی معمولاً چند جوابی تهیه میکنند وبه امتحان شونده گان میدهد خوبی این امتحان درین است که اولاً شرایط برای همه شاگردان یکسان است ثانیاً درتصحیح اوراق نظرمعلم دخالت ندارد امااین تست صفات وشرایط امتحان های استاندارد را ندارد.

  

2-       امتحان های استاندارد:

این نوع تست ها به طوریکه درتعریف تست ذکرگردید پس ازتهیه سوالات باید دربوته تجربه ومحاسبات آماده گذاشته شود وروائی واعتبار آن معلوم گردد وبرای آن نرم فراهم آید تست های که واجد این شرایط باشد تست های استاندارد نامیده میشود.

آزمون های استاندارد معمولاً بوسیله متخصصان تهیه میشوند ومراحلی ر اپشت سرمیگذراند باید گفت که آزمون های معلم ساخته واستاندارد رقیب هم دیگر نیستند بلکه مکمل یکدیگر اندازطرف دیگرآشنائی باامتحان های استاندارد شده میتواند به تهیه امتحان های معلم ساخته کمک کند.

خصوصیات یک آزمون مطلوب واستاندارد:

1-       داشتن قوه تمیز

2-       عینیت درنمره گذاری

3-       روائی

4-       اعتبار

5-       عملی بودن

6-       هنجاریا استاندارد

7-       نرم

1-       داشتن قوه تمیز:

امتحان های که تمان پرسش های آن امکان باشد نمی تواند تفاوت پیشرفت تحصیلی شاگردان را مشخص کند درچنین امتحان همه شاگردان نمره عالی میگیرد لذا اینگونه امتحان ها برای که تمیزشاگردان مستعد ونامستعد موثر نخواهد بود.

هنگامیکه می خواهید ازنتایج یک امتحان برای درجه بندی شاگردان استفاده کنید باید امتحان شما بتواند شاگردان مستعد صنف را ازشاگردان نامستعد تمیزدهد این امروقتی امکان پذیراست که هریک ازسوالات دارای قدرت تمیزباشد درین مورد دونکته حایزاهمیت است.

الف: داشتن قوه تمیززمانی مهم است که هدف معلم تشخیص تفاوت های وجود دربین شاگردان باشد.

ب: میزان آسان یا مشکل بودن سوالات امتحان به شاگردان بستگی دارد که میخواهید مورد امتحان قرار دهید.

به عنوان مثال: سوالی که برای شاگردان صنوف اول خیلی مشکل است ممکن است برای شاگردان صنف پنجم وبالا ترازآن خیلی آسان باشد.

 2-       عینیت درنمره گذاری:

عینیت درنمره گذاری بستگی به نوع سوالاتی دارد که درامتحان وجود دارد بدین ترتیب این سوالات عینی ویا ذهنی خواهد بود. اگرتصحیح کننده گان مختلف بخواهند بیک سوال انشائی یا تحریری یکی ازشاگردان امتحان نمره دهند. احتمالاً نمرات متفاوتی خواهند داد زیرا هرکدام به قسمت های متفاوتی ازجواب شاگرد تاکید میکند بعضی ممکن است جنبه فنی متن را مهم وبعضی برسازماندهی مفاهیم شاگرد تاکید نماید وبقیه ممکن است برموارد دیگر توجه نمایند به بیان دیگرداوری ذهنی تصحیح کننده گان مختلف ، نمره شاگرد را درامتحان های تحریری (انشائی) تحت تاثیرقرار میدهد.

به همین دلیل نمی توان به سوالات انشائی با عینیت کامل نمره داد . امتحان های عینی بطورعینی نمره گزاری میشود به بیان دیگرهرگاه پاسخ نامه یک شاگرد ازنوع سوالات عینی را به تصحیح کننده گان مختلف بدهیم همه آنها نمره واحد ویکسان را به آن میدهند. بدین ترتیب آزمون عینی ازعینیت کامل برخورداراست با اقدامات نظیرموارد زیرمی توان میزان عینیت سوالات انشائی را افزایش داد.

1-        یکسان کردن نحوه ساخت ، اجرا، نمره گذاری وتفسیرامتحان یا وسیله اندازه گیری، آزمون باید استاندارد باشد یعنی هرکس به یک نمره گذاری ،ساخت وتفسیرنه نماید استاندارد نمره جلوگیری ازخطاها میشود.

2-        تاجائیکه امکان دارد سوالات را سازمان یافته ترکنید.

3-        یک جواب نمونه ازسوالات تحریری را دراختیار تصحیح کننده گان قراردهید.

 به طورکلی عینیت هرامتحان تحت تاثیرعوامل ذیل است:

الف: نوع سوالات که درامتحان می گنجانید.

ب: میزان آزادی که برای هرجواب به شاگرد میدهید.

ج: میزان آزادی که برای نمره گذاری به تصحیح کننده گان داده شود.

 3- روائی:

روائی درلغت به معنای برآمدن حاجت ونیازاست بنابراین میتوان گفت که منظورازروائی یک امتحان اینست که نیاز، آزماینده را برآورده کند.

یعنی امتحان باید چیزی را اندازه بگیرد که برای اندازه گیری آن ساخته شده است مثلاً یک امتحان هوش باید هوش شاگردان را اندازه بگیرد نه معلومات آن ها را یک امتحان شمی باید معلومات شمی را اندازه بگیرد نه معلومات جبروتاریخ را بنابرآن اولین ویژگی یک امتحان خوب روائی آنست که امتحان باید چیزی را اندازه بگیرد که برای اندازه گیری آن ساخته شده است مثلاً درامتحان پیشرفت تحصیلی یک آزمون را وقتی روا می نامند که سوالات آن براساس آنچه که تدریس شده است تهیه شود وهدف ها آموزشی را خوب ترمنعکس کند. دومین ویژگی یک امتحان خوب اعتبارآنست حالا می بینیم که اعتبارچی است.

 4-        اعتبار:

یعنی اعتماد واطمینان بیک امتحان یا به عبارت دیگریک امتحان باید آنچه را که اندازه میگیرد باید درست اندازه بگیرد بدین ترتیب اگریک گروه ازشاگردان را به کمک یک امتحان دویا تحت آزمایش قراردهیم باید نتایج هردونوبت باهم نزدیک باشد.

امتحان که اززمان های متفاوت نتایج متفاوتی را به بارآورد امتحان خوب نخواهد بود.

به عنوان مثال: اگربایک امتحان معین یک شاگرد را دوباره تحت آزمایش ش قراردهیم نتیجه نوبت اول خیلی خوب ونتیجه دوم متوسط باشد خواهم گفت که این امتحان ناقد اعتباراست فلهذا باید اندازه گیرنده دراندازه گیری ثبات داشته باشد.

5-        عملی بودن امتحان:

 هرچند روائی واعتبار امتحان ازنظرعلمی وازلحاظ بررسی وتحقیق اهمیت بسیاردارد اما ازخصوصیات که باید امتحان ازلحاظ عملی وسهولت وآسانی استعمال وصرفه جوئی داشته باشد نباید غافل بود. بدین معنی که امتحان ازنظرعملی نیزقابل اهمیت فراوانی است که باید درنظرگرفته شود.

 

خصوصیات عملی بودن امتحان

1-       صرفه جوئی درخرچ:

همه میدانیم که رعایت جوانب اقتصاد وصرفه جوئی درهرکارعلمی وصنعتی ضروری وحایزاهمیت است صرفه جوئی دربکاربردن امتحان ها نیزدراهمیت به خصوصی برخورداراست درکشورهای پیشرفته جهان برای معلمان دفترچه های امتحان داده میشود که ازارزش بخصوصی برخورداراست که باید سالیان متمادی ازآن استفاده نمایند وهمیشه سالم وتمیزباشید. این دفترچه ها چگونه سالم و تمیزباقی می ماند ومدت ها زیاد مورد استفاده قرارمیگیرد اگرخواسته باشیم امتحان را درباره زیادی ازافراد بکاربریم وامتحان دهنده گان جواب های امتحان را درجزوه امتحان مشخص نمایند هردفترچه فقط یکبار مورد استفاده واقع میشود. امااگر درورق ها جداگانه که پاسخ نامه نامیده میشود جواب ها را مشخص سازند ازجزوه امتحان درآزمایش های بسیارمیتوان استفاده کرد بکاربردن امتحان هایکه پاسخ نام جداگانه دارا بیشترازامتحان های که جواب سوالات درخود آن ها علامت گذاری میشود موجب صرفه جوئی میشود وهم تصحیح وتعین نمرات وقت کمتررا میگیرد که ازخارجی که برای تصحیح آن لازم است صرفه جوئی میشود.

 

2-       صرفه جوئی دروقت:

دومین جنبه عملی بودن امتحان صرفه جوئی دروقت است که برای اجرای ها لازم است وجود رهنمای مختصر ومفیدی که درمدت کمی طرز پاسخ درآن به سوالات امتحان را معلوم نماید ویا وجود سوال های که باجواب های کوتاه مشخص همراه باشد سبب میشوند که هم دروقتی که برای آزمایش دراجرای امتحان لازم است صرفه جوئی شود وهم ازخستگی امتحان شونده درنتیجه ازکاهش میزان جواب های صحی اوجلوگیری حاصل شود این را هم باید جداً درنظرگرفت که اعتبار تست نباید فدایی صرفه جوئی دروقت شود چون تعداد سوالات امتحان بیشترباشد بهترمیتواند فردرا درجای که باید قرارگیرد مشخص نمود. فلهذابخاطر صرفه جوئی دروقت نباید امتحان که سوالات کمی دارد برامتحان که سوالاتی بیشتردارد ترجیح داد.

 

3-       آسانی تصحیح:

طریق که برای تصحیح کردن پاسخ نامه ها ونمره دادن با امتحان دهنده گان بکارمیرود یکی از جنبه های مهم عملی تست است امتحان را باید طوری تهیه کرد که تصحیح جواب های آن به سهولت وسرعت انجام شود. این عملیه تنها اعلام نتایج که درزمان کم میسرمیسازد بلکه مخارج تصحیح کردن رانیزتعلیل میدهد. برعلاوه خصوصیات دیگری ازقبیل وجود راهنمائی دقیق وروشن داشتن کلید تصحیح به تعین سن وجنس افرادی که باتست که آزمایش میشود نیزازاهمیت به خصوصی برخورداراست که باید ازنظرگرفته شود.

6-        نرم:

نرم مقیاس ومیزانی است که ازکاریا بازده کارویا ازقوا ومعلومات واستعداد های یک گروه نمونه بدست آمده است وتعداد کارویا بازده کاروتوانائی ها ومعلومات افراد دیگر را میتوان باآن سنجد تامعلوم شود شخص دریک جنبه خاص روانی یا بدنی هنگام مقایسه بااجرای متجانس ومشابه خود درجه وضعی ودرچه جائی قرارمیگیرد ویا به عبارت دیگرنرم ملاک یا معیاری است که مابه کمک آن یافته های (اطلاعاتی) که درنتیجه اجرائی امتحان بدست آورده اسم معنی میدهیم. مثال تست استنفورد بنیه نرم سنی دارد زیرا اگرد شاگردی به هفت سوال آن پاسخ درست بدهد بیانگر آنست که سن عقلی آن شاگرد هفت سال است استادان گرامی می تواند برای معلوما بیشتر ازصفحه 154 اصول وفنون راهنمائی ومشاور درکه آموزش وپرورش درزمینه استفاده نمایند.

 

طرزتهیه انواع مختلف سوال برای امتحان:

هرامتحان یا کتبی یا شفاهی ازسوالات مختلفی تشکیل شده است. یکی ازراه های طبقه بندی این سوالات این است که آن ها را با توجه به نوع جوابی که ازشاگردان انتظار داریم مرتب می کنم حالا باید بدانیم که سوال چی است؟

سوال : به معنی پرسش ویا آنچه که ازشاگرد پرسیده میشود.

 

 انواع سوال ها

1-       سوال های بازپاسخ:

سوالی است که خودشاگرد باید جواب آن را تهیه کند.

2-       سوال بسته پاسخ (انتخابی یا عینی):

سوالی است که پاسخ های زیادی به آن پیشنهاد می شود وشاگرد باید یک ازآن ها را انتخاب کند.

3-       سوال انشائی:

سوالی است که شاگردباید یک جواب طولانی برای آن تهیه کند.( یک پاراگراف،یک صفحه یا چند صفحه).

4-       سوال کوتاه جواب:

سوالی که شاگرد باید یک جواب کوتاه برای آن تهیه کند( یک کلمه، چندکلمه ، یک جمله).

5-       سوال های چند گزینه ای:

درین نوع سوال ها جواب صحی همراه باچند جواب دیگربه شاگردان ارائیه میشود که باید جواب درست راازمیان آن ها انتخاب کند. مثلاً اگردریک صنف اکثریت شاگردان نمره کم بگیرند معلم در درجه اول کدام یک از عوامل زیرا راباید بررسی کند.

الف: میزان هوش واستعداد شاگردان.

ب: مشکلات خانواده گی

ج: روش تدریس خود

د: عدم تمایل شاگردان به یادگیری.

6-       سوال های کامل کردنی:

درین سوال ها بصورت جمله ای دوره می شود که کلمه یا عبارتی درآن خالی است که باید به وسیله شاگردتکمیل شود. مانند خانه بدون کتاب مانند جسم بدون روح است.

 

7-       سوال جورکردنی:

درین نوع سوال ها چند سوال دربرابر چند جواب قرارمی گیرد. شاگردباید تعین کند که کدام جواب متعلق به کدام سوال است.

مثال: معنای لغات سمت راست رادربین کلمه های سمت چپ پیدا کنیدوشماره آن را داخل قوس جلوهرلغت بنویسید.

صاحب: یار،هم صحبت

خیرالناس: بهترین مردم

معراج: بالا رفتن

آل: خاندان.

8-       سوال های صحیح وغلط:

درین نوع سوال ها یک جمله یا عبارت به شاگردان داده میشود که باید مشخص کنند درست است یا غلط.

مثال: مهم ترین هدف امتحان طبقه بندی شاگردان است.

 

طریق تهیه جدول طرح امتحان:

یک امتحان برای آن که روائی داشته باشد باید به اساس هدف های پرورشی ومحتوای درسی تهیه شود. هدف ازتهیه طرح امتحان این است که اطمینان حاصل شود که اولاً امتحان کامل است ثانیاً اهمیت و ضریب بیشتری به برخی ازقسمت های که تفاوتی با قسمت های دیگرندارد نمی دهد. قسمت های ازمحتوا وجود دارد که طرح سوال ازآن ها آسانترازقسمت های دیگراست. اگرمعلم جدول طرح امتحان نداشته باشد ممکن است سوالات بیشترازقسمت های آسان کتاب تهیه کند وقسمت های دیگرکتاب کاملاً فراموش گردد. خلاصه اینکه طرح جدول امتحان به معلم اجازه میدهد تاتعداد سوالات مناسب را بااهمیت فصول وهدف ها مطرح کندوسازد.

سوال: اگرمعلم طرح امتحان را ازقبل تهیه نکند امکان مشاهده کدام یک ازحالات زیربیشترخواهد بود؟    

الف: زیادی سوال ها درباره مطالب کم اهمیت.

ب: ساختن سوال درباره هدف های متوسط.

ج: طرح سوالات نامناسب.

جواب الف درست است زیرا نداشتن طرح امتحان موجب میشود تاتعداد زیاد سوال درباره مطالب کم اهمیت نوشته شود. زیرانوشتن سوال ازین گونه مطالب آسانتراست.

طرح امتحان را دانشمندان بنام های جدول طرح امتحان ،جدول بودجه بندی وجدول تخصیص یا جدول مشخصات امتحان یاد میکنند.

 شیوه استفاده جدول طرح امتحان:

درآغازشاید مشاهد این جدول برای شما مشکل به نظررسد اما بااندکی دقت وتوجه می توانید مفاهیم آن را به خوبی درک کنید وده ها جدول نظیرآن را با طرح سوالات خانه پری نمائید. مادرین بحث کوشش می نمائیم تا این جدول را درقدم نخست دردو مرحله مورد تحلیل قراردهیم تابرای همه استادان گرامی آسان باشد ودراجرای آن به مشکلات مواجه نگردد.

یکی ازطرق بسیار ساده برای تهیه قسمت اول جدول طرح امتحان این است که معلم قسمت های مختلف کتاب را طبقه بندی نماید.

طورمثال: اگرکتابی را که معلم تدریس میکند شامل 4 فصل باشد اولاً یک خط افقی را ترسیم میکند درزیرهمین خط فصل ها کتاب به اعداد رومی مشخص میسازد.

قرارشکل

محتوا (قسمت های مختلف کتاب)

IV      III      II      I

محتوای که باید درامتحان گنجانیده شود معلم آن را به چهارقسمت مساوی ویا اصلی تقسیم میکند. بعداً معلم برای هرقسمت آن ضریبی را مشخص می سازد وتعین این ضریب به قضاوت معلم بستگی دارد.

فصل های کتاب

IV           III          II         I

10%     40%     30%     20%

 زیرا معلم میداند که کدام قسمت ازکتاب دارای چی اهمیتی برای شاگردان است فلهذا تعین ضریب را معلم مشخص میکند طوریکه دربالا مشاهده نمودیم معلم برای فصل اول کتاب 20 فیصد به فصل دوم کتاب 30 فیصد به فصل سوم 40 فیصد وبه فصل چهارم 10 فیصد ارزش قایل شده است وبرای آن ضریب تعین کرده است.

حالا اگرمعلم ازداخل همین کتاب 50 سوال طرح نماید چند سوال راازفصل اول چند سوال راازفصل دوم، چندسوال ازفصل سوم وچند سوال ازفصل چهارم خواهد ساخت؟

جواب خیلی ساده است با اندک توجه میتوانیم درساختن سوالات ازآن پیروی نمائیم ودرتعین قضاوت دچارمشکلات نشویم. اگرمجموع سوالات ما 50 سوال باشد ومعلم درفصل اول 20 فیصد اهمیت قایل شده است فلهذا چند سوال مربوط به فصل اول میشود.

به همین ترتیب درفصل های دیگر:

به اصول ذیل:

10 سوال = 20% x 50 سوال

15 سوال = 30% x 50 سوال

20 سوال = 40% x 50 سوال

5 سوال  = 10% x 50 سوال

قرارشکل

IV             III             II              I

10%         40%         30%         20%

G               G               G              G 

سوال: دریک امتحان 80 سوالی چند سوال ازفصل اول چند سوال ازفصل دوم چند سوال ازفصل سوم وچند سوال ازفصل چهارم وچند سوال ازفصل پنجم انتخاب می نمائید؟

جواب: اولاً معلم طوریکه قبلاً به آن اشاره نمودیم برای فصل های کتاب ضریب تعین میکند واهمیت فصل ها را مشخص میسازد.

 

V            IV            III              II               I

10%         40%        25%          15%         10%

 اجرات معلم درزمینه انتخاب سوال ها ازفصل های کتاب ادامه دارد به ترتیب ذیل:

8 سوال = 10% x 80 سوال

12 سوال = 10%x 80 سوال

20 سوال = 25%x 80 سوال

32 سوال = 40%x 80 سوال

8 سوال = 10%x 80 سوال

 

 فصل های کتاب

V               IV               III               II                 I

10%          40%          25%         15%           10%

                     G               G                G              G              G                          

8 سوال         12سوال         20 سوال          32سوال          8 سوال

 به اساس جدول بالا به خوبی معلوم میشود که معلم باید 8 سوال راازفصل اول 12 سوال را ازفصل دوم،20 سوال را ازفصل سوم،32 سوال راازفصل چهارم و8 سوال را ازفصل پنجم بسازد تا بتواند شاگردان را مورد ارزشیابی دقیق قراردهد.

استادان گرامی بخاطرداشته باشند که جدول طرح امتحان شامل هدف های پرورشی نیزمیباشد که باید این هدف درستون طرف راست جدول قرارگیرد وبه حرف A,B,C,D,E نشان داده میشود.

حروف هدف هانیزازجانب معلم تعین میگردد وتعین آن به قضاوت معلم بستگی دارد.

 

(%10) A

(%30) B

                               هدف ها                      (%30) C

(%20) D 

(%10) E

 

حالا می بینیم که 10 سوال فصل اول چگونه بین هدف ها تقسیم می شودبه شرح آن توجه کنید:

1 سوال = ارزش هدف A 10%x 10 سوال فصل اول

3 سوال= ارزش هدف B 30%x 10 سوال فصل اول

3 سوال= ارزش هدف C 30%x 10 سوال فصل اول

2 سوال= ارزش هدف D 20%x 10 سوال فصل اول

2 سوال= ارزش هدف E 10%x 10 سوال فصل اول

10                           100%

حالا هردوقسمت رابه داخل یک جدول تنظیم می نمائیم:

به عنوان مثال:

شیوه استفاده ازجدول طرح امتحان:

مجموع سوالات 60 سوال

  

محتوا

I

II

III

IV

ارزشی راکه معلم به فصل هاقایل شده است

20%

30%

40%

10%

سوالات انتخابی ازهرفصل

12 سوال

18 سوال

24 سوال

6 سوال

ارزش هدف ها

(%10)          A

1-2 سوال

 

 

 

(%30)          B

3-4 سوال

 

 

 

(%30)           C

3-4 سوال

 

 

 

(%20)           D

2-3 سوال

3-4 سوال

 

 

(%10)            E

1-2 سوال

 

 

 

 

سوال: اگرهمین روش درمورد قسمت II جدول به کاربرده شود چگونه میتوان دریک امتحان 60 سوالی تعداد سوالات را به هدف D مشخص کرد؟

جواب:

18 سوال = 30% x 60 سوال

3-4 سوال = 36 سوال = 20%x 18 سوال

وقتی یکی از ردیف های جدول طرح امتحان را تکمیل نمودیم می دانیم عین روش را درتمامی ستون جدول بکاربریم وبه خوبی تعداد سوالات امتحان رابه اساس اهمیت فصل ها تعیین وبعداً عین سوالات رادربین اهداف پرورشی به اساس ارزش آن انتخاب ومشخص نمائیم.

جدول طرح امتحان درتمام انواع امتحان ها کاربرد دارد وموارد استفاده قرارمی گیردوتنها به امتحان 60 سوالی محدود نمی شود.

چگونگی اجرای امتحان

امتحان با هرنوع آن که انجام میشود مستلزم یک سلسله قوانین ومقرراتی است که باید ازجانب امتحان گیرنده وامتحان شونده جداً درنظرگرفته شود.

تازمانیکه امتحان گیرنده وامتحان شونده خویش را مقید وپابند به خواسته های امتحان سازند نمی توانند به اهداف امتحان که خیلی ها والاوبا ارزش است دست یابند.

درجهان امروزی کسی را نمی توان یافت که درزندگی خویش به مشکلی ازاشکال یک ویا چند بارمورد آزمایش وامتحان قرارنگرفته باشد. فلهذا نام امتحان برای همه انسان هابه خصوص شاگردان مکاتب یک نام شناخته شده وهیجانی است که خواهی نخواهی باید مراحل آن را سپری نمایند.

تمامی امتحان ها به خصوص امتحان های که برای پیشرفت تحصیلی شاگردان انجام میشود وموضوع مورد بحث مارا تشکیل میدهد باید بارعایت تمامی خواسته های آن درموقع به اساس پلان مطروحه انجام داده شود وعملی گردد.

شاگردانی که درطول سال تعلیمی ازتدریس استادان بهره کافی گرفته اند شب وروز خودرا مطابق به تقسیم اوقات به خواندن دروس روزانه صرف کرده است باشور وشوق بی پایان واعتماد به خویش به پیشگاه امتحان می شتابند وآن رابا مورال قوی واحضارات عالی می گذرانند وازآن نتایج خوب را بدست می آورند.

معلمانی که شاگردان آنها جریان امتحان را به خوبی سپری میکنند ونمره خوبی رانصیب می شوند این موفقیت هارا به خویش مربوط دانسته خوش وراضی اند.

اما برعکس شاگردانی که تمامی سال تعلیمی رابا بی میلی وبی علاقگی به درس گذشتانده اند. نام امتحان ورسیدن این ایام بزرگ برای این کته گوری ازشاگردان خوش آیند ولذت بخش نمی باشند. حتی دیده شده است که چنین شاگردان قبل ازاینکه به جانب امتحان بروند مکتب راترک میکنند ازترس اینکه مبادا به پرسش های معلم وهیئت داورجواب ندهند ودربرابر همصنفان خود خجل وسرافگنده شوند.

معلمان این کته گوری ازشاگردان خویش را شکست خورده احساس نموده وازین که نتوانسته است شاگردان خویش را برای یک امتحان خوب آماده سازند رنج می برند.

 

وظایف معلم قبل ازفرا رسیدن ایام امتحان:

وظایف معلم قبل از فرارسیدن ایام امتحان می تواند شامل مواد زیرین باشد:

1-      تعین ومشخص کردن ایا امتحان

2-      تعین نمودن محل برگزاری امتحان

3-      آماده ساختن سوال های امتحان ازهرنوع آن که باشد.

4-      آماده ساختن شاگردان برای اجرای امتحان

5-      داد سوالات به شاگردان درصورتیکه ضرورت باشد ومقررات اجرای امتحان حکم نماید.

6-      آماده ساختن تمامی زمینه های که اجرای امتحان را برای شاگردان آسان وباامن میسازد.

7-      مجهزساختن تمامی فضای برگزاری امتحان باوسایل گرم کننده وسردکننده

8-      به شاگردان یاد آوری شود تابا لباس یونیفورم مکتب داخل صحنه امتحان شوند.

9-      آگاه ساختن شاگردان درخصوص آوردن مالزمه ایکه آن ها را درحل سوالات شان بهتروخوب ترکمک می نمایند مانند قلم ، کاغذ، پنسل ، پنسل پاک،پرکار،وغیره وسایل کارآمد به محل امتحان.

10-  به شاگردان مجدداً تفهیم شود تا از آوردن مالزمه غیرکارآمد با خود درمحل امتحان خودداری نمایند.

11-  مکرراً به شاگردان یادآوری شود تا ازامتحان نهراسند بلکه اجرای آن را با گرمی استقبال کنند وخویش را برای آزمایش آماده سازند.

 

وظایف معلم درجریان امتحان وجلوگیری ازنقل:

وظایف درجریان امتحانوجلوگیری ازنقل قرارذیل است:

1-      معلم باید قبل ازشاگردبه محل امتحان حضورداشته باشد.

2-      محل امتحان راازنظردرجه گرمی وسردی وپاکی آن برای آخرین باکنترول نماید.

3-      شاگردان درجاهای معین آن که قبلاً پلان شده است رهنمائی کند.

4-      نشستن شاگردان ازهمدیگربه فاصله ای باشد که نتوانند باچشم ویا آوازپست باهمدیگرحل مطلب نمایند.

5-      سوالات را با تباشیرسفید ویا رنگه بصورت خیلی برجسته وخوانا درتخته سیاه بنویسد.

6-      به سوالات شاگردان درخصوص سوالات امتحان جواب های قانع کننده بدهد.

7-      ازگپ زدن وحرکات بی مورد شاگردان به هروسیله ای ممکن جلوگیری نماید.

8-      معلم درجائی اخذ موقع نماید تاتمامی حرکات شاگردان را کنترول نموده بتواند.

9-      به شاگردان که تمایل به نقل دارد هوشدار داده شود هرلحظه آنها را متوجه سازد که چنین حرکات باعث اخلال نظم درامتحان میشود.

10-  به شاگردان فرصت کافی داده شود تابا خاطر آرام به حل سوالات بپردازد.

 وظایف ومسولیت های معلم هنگام بررسی نتایج امتحان ونمره دادن:

معلم هنگامیکه جواب نامه های شاگردان به بررسی میگیرد وظایف ومسولیت های زیرین راعهده دارمیشود:

1-       معلم باید این مسولیت را جداً احساس نماید که حین بررسی جواب نامه های شاگردان نباید کوچکترین اشتباه وبی مسولیتی را درزمینه انجام دهد. وآن را بمثابه یک پدیده ساده تلقی نماید درصورتیکه چنین شود ازیک طرف به حیات آینده شاگردان بازی نموده وازجانب دیگرگناه عظیم ونابخشودنی را مرتکب شده است.  ...

بررسی معلم ازنتایج امتحان شاگردان باید مستقلانه وبی غرضانه باشد هیچ پدیده منفی چون شناسائی، تمایلات به رنگ ، پوست ، گرایش های قومی، لسانی، مذهبی وغیره نباید فعالیت معلم را تحت الشعاع خود قرار دهد ومعلم را ازداوری سالم بازدارد.

2-       معلم باید این قول را درنظر داشته باشد که هرکسی که نمی داند نمی تواند.

3-       معلم باید حین بررسی جواب نامه های شاگردان ونمره دادن باید تمامی مسولیت های خود را دربرابر خدا،وطن ومردم خویش ادا نماید.

4-       معلم باید بدون تاخیر شاگردان را ازنتایج امتحان ونمرات شان آگاه سازد.

5-       شاگردانی که نمرات عالی گرفته است بدون معطلی مورد پاداش قرارداده شود.

 

 وظایف شاگردان قبل از فرارسیدن ایام امتحان:

این وظایف قرارذیل است:

1-      تاریخ برگزاری ومحل اجرای امتحان را دقیقاً یادداشت می کنند.

2-      سوالات امتحان رادرصورتیکه توزیع آن مجازشمرده شود بدون غلطی وکمبود درکتابچه های مخصوص خود می نویسند وبه حل آن اقدام می کنند.

3-      حل سوالات را به دفعات متعدد این رسیدن ساعت اخذ امتحان مرور می نمایند.

4-      شاگردان باید درس خواندن رافقط مربوط به شب های امتحان تلقی نه نمایند بلکه وظیفه شاگرد خوب ومتعهد است تابطور پیگیرمطابق به تقسیم اوقات دست داشته دروس خویش را بخواند وبرای هرنوع امتحان آزمایش آماده باشد.

5-      شاگردان باید حین رفتن به امتحان به لباس یونیفورم مکتب ملبس باشند.

6-      شاگردان باید بیشترازایام نورمال درسی وضع ظاهری خودرا آراسته نمایند.

7-      شاگردان قبل ازداخل شدن به محل امتحان باید قلم ، پنسل ، پنسل پاک ، قلم تراش، پرکاروغیره وسایل کارآمد را باخود داشته باشند.

 وظایف شاگردان حین اجرای امتحان:

1-       شاگردان باداخل شدن به محل امتحان درجای که برایش درنظرگرفته شده است اخذ موقع می نمایند.

2-       اطراف محل نشست خود را بادیگرازوسایل غیرکارآمد پاک می نمایند.

3-       تمامی مقررات وقوانین نافذه جریان امتحان را رعایت میکنند.

4-       سوالاتی راکه معلم به تخته سیاه نوشته کرده است درجواب نامه های خویش نویسند که کوشش نمایند تاجوابات درجای جوابات وسوالات درجای سوالات بنویسند.

5-       پیرامون سوالاتی که به زعم آنها مبهم است با معلم بارعایت نوبت بدون اینکه دیگران را مزاحم شوند مشوره نماید.

6-       باحوصله به حل سوالات بپردازد.

7-       شاگردان به هیچ عنوانی نباید به نقل وکاپی کردن ازدیگران مبادرت ورزند زیرا مبادرت به نقل زیرابه وسیله امتحان خوب وسالم می توان جای ومقام هرشاگرد را مشخص کردوبه آن ارزش قایل شد.

8-       شاگردان بعداز اینکه به حل سوالات خودرا بصورت مکمل حل نمودند ودرزمینه مطمئین گردیدند بارعایت نظم صحنه امتحان را ترک میکنند.

9-       شاگردانی که امتحان راختم کرده است نباید شاگردان دیگررا که هنوزمصروف حل سوالات هستند مزاحمت نمایند.

 

با تشکر از محترمه استاد پشتون "قادری" استاد دانشکاه بلخ افغانستان

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 15:20  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

یک مرتسم هشت و دوازده ضلعی (گروه آرین)

MZM

 

Ariangroup

 

MZMArian

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 16:15  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

مشتقات (گروه آرین)

تعریف

مشتق تابعی مانند f، تابع 'f است که مقدارش در x با معادله‌ی زیر تعریف می‌شود:

Ariangroup

به شرطی که این حد موجود باشد.

بر طبق این تعریف مشتق مقدار تغییرات مقدار تابع است زمانی که تغییرات به صفر میل می‌کند.

نحوه‌ی نمایش

مشتق اول یک تابع تک متغیره را می‌توان به صورت‌های زیر نشان داد:

  • f'(x)
  • f(1)
  • df / dx

که این نحوه‌ی نمایش را نمایش دیفرانسیلی مشتق می‌نامند.

فرمول های مشتق

 MZM

مشتقات مراتب بالاتر

مشتقات مراتب بالاتر یک تابع از تعریف اصلی مشتق بدست می‌آیند. با مشتق گیری دوباره از مشتق یک تابع به مشتق دوم آن می‌رسیم و به همین ترتیب دیگر مشتق‌های مراتب بالاتر نیز تعریف می‌شوند.

نحوه‌ی نمایش

مشتقات مراتب بالاتر (مشتق مرتبه دوم، سوم و چهارم) تابع f را می‌توان به دو صورت زیر نمایش داد:

  • f'' و f''' و f''''
  • f(2) و f(3) و f(4)

تابع مشتق‌پذیر در یک نقطه

اگر مشتق تابع f در نقطه‌ای مانند x موجود و معین باشد، گفته می‌شود که تابع f در نقطه‌ی x مشتق‌پذیر است.

تابع مشتق‌پذیر

اگر تابعی در هر نقطه از دامنه‌اش مشتق‌پذیر باشد، تابع مشتق‌پذیر نامیده می‌شود.

شرایط مشتق‌پذیری

برای اینکه تابعی در یک نقطه مانند x مشتق‌پذیر باشد، باید در یک همسایگی آن تعریف شده باشد و نیز در آن نقطه پیوسته باشد. یا به عبارتی تابع در آن نقطه هموار باشد. البته این شرط لازم برای مشتق پذیری تابع در یک نقطه است.برای مثال در حالت های زیر تابع در نقطه a پیوسته است ولی مشتق پذیر نیست 1نقطه بازگشتی مشتق بینهایت میشود 2نقطه زاویه دار مشتق چپ و راست برابر نیست

پیدا کردن شیب خط

پیدا کردن خطی که دریک نقطه بر یک منحنی مماس یا عمود است. برای معادله خط (y=f(x ، شیب خط قاطع برابر است با: m ، m=tanθ را شیب یا ضریب زاویه‌ای می‌گویند. خطی که بر مماس بر منحنی عمود باشد، خط  شیب خط قائم بر منحنیقائم بر منحنی می‌نامیم. بنابراین اگر m≠0 شیب خط مماس و m = -1 از مشتق می‌توان در ساختن جامدادی ، وسایل نظامی ، درباشد، آنگاه داریم: m.m ساختن قطب نما و غیره استفاده کرد یعنی می‌توان با استفاده از مشتق شیب مثلا جامدادی را محاسبه کنیم. مثلا در ساختن دیدبانی می‌توان از ضریب زاویه‌ای استفاده کرد. در صورتی که شیب در نقطه n مساوی صفر باشد آنگاه مماس بر منحنی در این نقطه، خطی افقی یا موازی محور x است. بنابراین خط قائم بر منحنی در این نقطه، خطی عمودی (aیا موازی محور y خواهد بد و داریم: ∞ = (m

محاسبه تغیرات یک کمیت نسبت به دیگری

با استفاده از مشتق می‌توان مقدار تغییرات یک کمیت را نسبت به کمیت معین دیگری، وقتی این دو کمیت به وسیله تابعی به هم مربوط هستند، به دست آورد. مثلا اگر (g(r مساحت دایره‌ای به شعاع r باشد، داریم: g(r) = π r2 آنگاه مقدار لحظه‌ای تغییر مساخت دایره نسبت به شعاع آن برابر است با (r) = 2πr مقدار لحظه‌ای تغییر مساحت این دایره، وقتی شعاع آن برابر مقداری مثلg (1) = 2πr=1 باشد، برابر است با: g

پیدا کردن شتاب

اگر (S(t معادله حرکت جسم متحرک باشد آنگاه V را متوسط سرعت در یک فاصله زمانی می‌گویند. اگر از سرعت متوسط مشتق بگیریم مقدار شتاب حرکت بدست می‌آید. که شتاب را با (a(t نشان می‌دهند یعنی شتاب در لحظه t (t)=S"(tمی‌باشد. (a(t)=V

محاسبه انرژی جنبشی

می‌دانیم انرژی جنبشی جسمی به جرم m و سرعت V عبارت است از mV2/2 برای بدست آوردن انرژی جنبشی می‌توان سرعت را از طریق گرفتن مشتق از معادله حرکت بدست آورد سپس مقدار V را در معادله انرژی جنبشی قرار داد.

پیدا کردن ماکزیمم و مینیمم نسبی توابع

اگر تابعی در یک نقطه از یک بازه اکسترمم نسبی داشته باشد و مشتق تابع نیز در آن نقطه وجود داشته باشد آنگاه مشتق تابع در آن نقطه مساوی صفر است. منظور از اکسترمم نسبی داشتن ماکزیمم یا مینیمم نسبی در یک نقطه است. ماکزیمم نسبی و مینیمم نسبی به صورت زیر تعریف می‌شوند:


تابع f در نقطه d یک "ماکزیمم نسبی" دارد هر گاه (f(d)≥f(x تابع f در نقطه C یک "مینیمم نسبی" دارد هر گاه (f(c)≤f(x

پیدا کردن تابع صعودی و نزولی

اگر برای همه مقادیر (xε(a,b داشته باشیم:


اگر مشتق f بزرگتر از صفر باشد آنگاه f تابعی صعودی است. اگر مشتق f کوچکتر از صفر باشد آنگاه f تابعی نزولی است.

تعیین نقاط بحرانی توابع

نقطه C از قلمرو f را یک نقطه بحرانی f می‌نامیم، در صورتی که یکی از دو شرط زیر برقرار باشد: 1- مشتق f در نقطه c وجود نداشته باشد. 2- مشتق f در نقطه C مساوی صفر باشد.

فرض کنید C یک نقطه بحرانی تابع (c)=0,f باشد، داریم: اگر مشتق مرتبه دوم f در نقطه C کوچکتر از صفر باشد، آنگاهf f در نقطه C ماکزیمم نسبی دارد. اگر مشتق مرتبه دوم f در نقطه C بزرگتر از صفر باشد، آنگاه f در نقطه C مینیمم نسبی دارد.

پیدا کردن تقعر، تحدب و نقطه عطف

منحنی (y = f(x را در نقطه ( (C , f(C ) مقعر می‌نامیم، اگر مشتق در نقطه C وجود داشته باشد و برای هر x متعلق به این بازه در بالای خط مماس بر منحنی واقع باشد. منحنی (y=f(x را در نقطه ( (C , f(C ) محدب می‌نامیم، اگر مشتق f در نقطه C وجود داشته باشد برای هر x متعلق این بازه در پایین خط مماس بر منحنی واقع باشد.

یا داشته باشیم:


اگر مشتق مرتبه دوم f در نقطه C بزرگتر از صفر باشد، آنگاه منحنی f در نقطه c مقعر است. اگر مشتق مرتبه دوم f در نقطه c کوچکتر از صفر باشد، آنگاه منحنی در نقطه C محدب است.


نقطه عطف: اگر روی یک منحنی نقطه‌ای وجود داشته باشد که در آن نقطه تقعر منحنی بر تحدب تغییر کند یا بر عکس، آن را یک نقطه عطف می‌نامیم. یا می‌توانیم بگوییم: f"(C) = 0

و این هم تعبیر هندسی مشتق

از نظر هندسی مشتق یک تابع در یک نقطه دلخواه ،شیب خط مماس بر منحنی در آن نقطه است.البته پیدا کردن مستقیم شیب خط مماس در یک نقطه کار دشواری است.زیرا فقط مختصات یک نقطه از خط مماس را داریم.(برای پیدا کردن شیب یک خط از مختصات دو نقطه بر روی خط استفاده میکنیم)برای حل این مشکل از یک خط متقاطع استفاده کرده و این خط را به خط مماس نزدیک میکنیم.برای درک بهتر موضوع به شکل مقابل توجه نمایید.در این شکل خط متقاطع با رنگ بنفش و خط مماس با رنگ سبز مشخص شده است و عددی که در تصویر تغییر میکند نشان دهنده شیب خط متقاطع میباشد. حال از دیدگاه ریاضی این روش را بیان میکنیم:

Ariangroup

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 16:54  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

بازی سادوکو (گروه آرین)

تاریخچه:
سودوکو یا سادوکو  مخفف عبارت ژاپنی “Suuji wa dokushin ni kagiru”  به معنی عدد های بی تکرار است و نوعی جدول اعداد است که امروزه یکی از سرگرمی های رایج در کشورهای مختلف جهان بشمار می آید. سودوکو فقط یکی از نامهای این بازی است. در آمریكا این بازی به نام “number place “مشهور است. گفته می شود که این بازی ریشه در چین باستان دارد و در قرن ۱۷ میلادی به اتریش برده شد و بعد از آن به بقیه اروپا و آمریكا راه پیدا کرده، بعد از گذشت زمان های طولانی در دهه ی۸۰ میلادی در مجله های تفریحی ظاهر شد. اما در جایی دیگر نیز آمده است که نخستین جدول سودوکو را یک ریاضیدان اروپایی در قرن هجدهم طراحی کرده است .
در سالهای گذشته این جدول کاربرد عمومی خود را برای سرگرمی  پیدا کرده و خیلی ها را  به خود معتاد کرده است.  این روزها سودوکو سرگرمی بسیاری از مردم جهان شده است، کتاب های مجموعه این جدول ها نیز در نشریات کشورهای مختلف به چاپ می رسد و بسیاری از روزنامه های مترویی در کشور های غربی جدول سودوکو را در صفحات سرگرمی خود گنجانده اند. میزان محبوبیت این بازی رو به گسترش به میزانی است که نسخه های نرم افزاری این بازی برای تلفن های همراه رواج پیدا کرده و حتی مسابقه های تلویزیونی حل سودوکو در کوتاه ترین زمان ممکن به راه افتاده است. این بازی در نمایشگاه بین المللی بازی و سرگرمی آلمان به عنوان محبوب ترین و پرطرفدارترین بازی شناخته شده است و همچنین قانون بسیار ساده و روشنی دارد.

Ariangroup

قوانین بازی:        

          ¼br>سودوکو انواع مختلف ساده ، متوسط ، دشوار و خیلی دشوار دارد و بسته به تعداد خانه های خالی دشوارتر می شود. بازی سودوکو را از سه جنبه می توان طبقه بندی نمود. یکی از این جنبه ها مرتبط است با ساختار فیزیکی جدول و تعداد خانه های آن که حالات متفاوتی را در بر می گیرد. مورد دیگر با اعمال قوانین مختلف در بعضی از جداول گوناگون، البته بدون تغییر در قوانین پایه ای و بنیادین این بازی در ارتباط می باشد. در نهایت جنبه سوم رتبه بندی این بازی از درجه آسان تا دشوار می باشد.
نوع متداول سودوکو در واقع نوعی جدول است که از ۹ ستون عمودی و ۹ ستون افقی تشکیل شده و کل جدول هم به ۹ بخش  کوچکتر تقسیم میشود.
حالا شما باید اعداد ۱ تا ۹ را در هر یک از جدول های کوچکتر بدون تکرار بنویسید، به صورتی که در هر ستون بزرگتر افقی یا عمودی هیچ عددی تکرار نشود . در واقع هم باید از تمام اعداد ۱ تا ۹ در همه ستون های عمودی و افقی استفاده کنید و هم باید مراقب باشید هیچ عددی تکرار نشود و در همه مربع های ۳ ستونی کوچکتر نیز به همین ترتیب همه اعداد ۱ تا ۹ بیاید و تکرار نشود. همیشه به عنوان راهنمایی چند عدد در جدول از قبل مشخص میشود تا بقیه اعداد را شما پیدا کنید .

روش حل:
ابتدا در تمام خانه های خالی جدول، اعداد را از یک تا نه می نویسیم.
سپس به سراغ یکی از اعدادی که از قبل توسط طراح نوشته شده می رویم و تمام اعداد مشابه آن را که در عرضش (بصورت افقی )قرار گرفته اند را پاک می کنیم و سپس یک خط افقی در بالای آن عدد می کشیم که مشخص باشد.
در این مرحله همانند مرحله قبل عمل می کنیم با این اختلاف که در تمام خانه های عمودی در بالا یا پایین عدد مورد نظر اعداد مشابه را پاک می کنیم وسپس با یک خط عمودی در کنار آن عدد آن را مشخص می نماییم .
اکنون باید اعداد مشابه عدد مورد نظر را در مربع نه خانه ای متناظر، پاک کنیم وعدد را با یک دایره بر دور آن مشخص کنیم.
فقط سه مرحله قبلی را در مورد تمام اعداد از قبل نوشته شده (اعداد چاپی) تکرار کنیم و کشیدن خطهای عمودی افقی و دایره را بر آن عددها نباید فراموش کنیم که این عمل می تواند به شما نشان دهد که کدام یک از قلم افتاده است.
وقتی که تمام اعداد چاپی با هر سه علامت مشخص شد کار ما تا این مرحله تمام شده است.
در این مرحله به دنبال خانه هایی می گردیم که فقط یک عدد در آنها باقی مانده و آن اعداد را پررنگ می کنیم.
ما باید در هر ستون نیز عددی را که فقط یکبار درآن ستون آمده را پیدا کنیم که این عدد یقینا جواب همان خانه است و این عدد را هم پررنگ کنیم.
اکنون در هر مربع نه خانه ای عددی را که فقط یکبار در این نه خانه آمده است را یافته و به عنوان جواب یادداشت می کنیم.

اووووووه! مراقب هوشت باش                         (گروه آرین 

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 16:36  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

سوالات ریاضی

MZMAriangroup

 

Arianfriends

 

MZM

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 15:31  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

بازهم شعر

این شعر که بر شما خطاب است         با لفظ ریاضی وحساب است

از آنالیز و جبر و حسابان                   الفاظ به هم رسیده در آن

گویی که ریاضیات چون قند                بگشوده زبان دهد به ما پند

خواهی که شوی زگفته خرسند              اینک تو بشنو نصیحتی چند

با گویش زیبا ی ریاضی                     امید،کزان شوی تو راضی

کز من بشنو زروی عبرت                    در نقطه ی بحرانی عمرت

بیشینه ی تابع جوانی                           دریاب، چو هست زندگانی

تعیین علامت رفیقان                           در مرحله ی نخست بگنجان

منفی نشود برای تو دوست                    زشت است چنین کسی نه نیکوست

آن کس که دو چهره است ویک نیست       تابش مشو که یک به یک نیست

با خاطر جمع و فکر مثبت                     با زور که نه ، به ضرب همت

می کوش که خشنودی دل ها                         را جمع کنی وغصه منها

خواهی که نشوی که پیش همه خوار        از دامنه پای پیش مگذار

ماکزیمم سود و مصرف کم                  با فکر درست است وعزم محکم

از جزء صحیح هر چه که گفتند            بردار،برای خویش یک پند

یا گنگ شو وسخن مگو یا                  در حرف صحیح باش گویا

گر پیروزی است نیت تو                  ارکان موفقیت تو

اضلاع مثلثی است قائم                     برنامه،هدف ،تلاش دائم

خوش باد هر آن که صفحه ی دل         را کرده تهی ز عضو باطل

در صفحه ی زندگی، صفاتش              مثبت شده اند مختصاتش

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 12:37  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

دوستان آرین میخواهند تا!

ما (گروه آرین) میخواهیم زندگی را از زاویه ای دیگر ببینیم.

دوست داریم نگاه هندسی به زندگی داشته باشیم و محیط پیرامون خود را با دیدی نو محاسبه کنیم.

دل ما میخواهد مساحت عمرخود را بسنجیم و به شخصیت خویش شکل مناسبی بدهیم.

میتوانم زندگی را مربعی فرض کنم که اضلاع ان را ایمان- هدف -امیدو عشق تشکیل داده اند یا مثلثی  

که زاویه های ان علم-ایمان و انسانیت باشد.

میتوانم مرکز دایره حیاتم را انتخابهای خوب قرار دهم.

چرا سطحی بیندیشم ؟ وقتی دوست دارم به افکار و زندگیم عمق دهم و میتوانم حجم معنویتم را افزون سازم.

ما میتوانم از نقطه های خط عمرم خطی مستقیم در جهت خوبی و مهربانی ترسیم کنیم.

ما دلما میخواهد زندگی ما بر قاعده پاکی استوار باشد.به موازات حق پیش برویم و زاویه دید ما باز باشد.

وقتی این قدر توانایی دارم چرا شکل غیر منتظم باشیم و از میان خطوط خط های شکسته و منحنی را برگزینیم؟

ما میتوانیم منشوری باشیم شفاف که از هر سو جلوه ای خاص دارد.

منشوری که نور را به راحتی تجزیه میکند و فضا را با رنگهای دلپذیر و جذاب محبت-امید-عشق-عرفان می آراید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 12:28  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

معرفی سایتها و نرم افزارهای برتر ریاضیات

سلام دوستان عزیز ما اینهم آدرس های از سایت های ریاضیات

 

http://mathforum.org/

http://www.aaamath.com/

http://www.aplusmath.com/

http://www.symbolicnet.org/

http://www-gap.dcs.st-and.ac.uk/

http://www.risc.uni-linz.ac.at/

http://orcca.on.ca/

http://www.cargo.wlu.ca/

http://www.algebrahelp.com/

www.clifford.org/journals/jadvclfa.html

http://www.perwass.de/CLU/

www.walterpfeifer.ch/liealgebra/

http://vmoc.museophile.com/algebra/

www.math.ufl.edu/help/matlab-tutorial/

http://www.vimagic.de/hope/

http://web.usna.navy.mil/~wdj/symm-gp.html

http://joshua.smcvt.edu/linearalgebra/

http://www.numbertheory.org/book/

http://www.ams.org/ert/

www.math.technion.ac.il/iic/ela/

www.uwm.edu/People/adbell/RT/

www.cms.livjm.ac.uk/derive2k/

http://www.maplesoft.com/

http://www.pims.math.ca/knotplot/

http://www.geometrygames.org/

http://centaur.maths.qmw.ac.uk/CwM/

http://web.mit.edu/maple/www/

http://www.mathsoft.com/

http://library.wolfram.com/

http://documents.wolfram.com/

http://www.octave.org/

http://www.mupad.com/

www.mupad.com/majewski/

http://archives.math.utk.edu/topics/topology. html

www.math.sunysb.edu/~tony/mazes/

http://at.yorku.ca/b/a/a/a/00.htm

www.mit.edu/~pwb/cssm/matlab-faq.html

http://www.mathworks.com/

http://www.math.utk.edu/~morwen/

http://vivaldi.ics.nara-wu.ac.jp/~wada/OPTi/

www.math.uakron.edu/~dpstory/e-calculus.html

http://www.karlscalculus.org/

www.ima.umn.edu/~arnold/complex-j.html

http://mathews.ecs.fullerton.edu/c2000/

http://www.maths.ox.ac.uk/fag/

www.math.ualberta.ca/~runde/functanal.html

http://www.math.purdue.edu/~eremenko/

http://www.camtp.uni-mb.si/

http://www.cenius.net/

http://www.ccsr.uiuc.edu/

http://www.combinatorics.org/

http://www.counton.org/

www.cut-the-knot.org/index.shtml

http://www.doc.mmu.ac.uk/

http://www.dpgraph.com/

http://www.fuzzy-logic.com/

http://www.geom.uiuc.edu/

http://www.gnarlymath.com/

http://www.ifigure.com/

http://www.ilovemaths.com/

http://www.knot-theory.org/

http://www.kylebank.com/

http://www.math.hmc.edu/

http://www.math.fau.edu/

http://www.math.psu.edu/

www.math.mcgill.ca/index.php

http://www.mathguide.de/

http://www.mathcats.com/

http://www.mathgv.com/

http://www.mathreference.com/

http://www.maths.ox.ac.uk/

http://www.mathpuzzle.com/

http://www.siam.org/

http://www.stat.ufl.edu/

http://www.statisticaldesigns.com/

http://www.statistics.com/

http://www.statslab.cam.ac.uk/

http://www.tac.mta.ca/tac/

http://www.trnicely.net/

www.tutor.ms.unimelb.edu.au/frame.html

http://www.wolfram.com/

http://pi314.at/math/normal.html

http://www.probabilitytheory.info/

http://www.quickmath.com/

http://www.r-project.org/

http://www.statsci.org/

http://www.swstatconsult.com/

www.intlpress.com/journals/JDG/

http://math.furman.edu/~dcs/book/

www.math.u-szeged.hu/ejqtde/

www.sst.ph.ic.ac.uk/angus/Lectures/compphys/ node24.html

www.math.byu.edu/People/links/jarvis/alg-geom. html

www.arxiv.org/list/cs.CG/recent

http://math.rice.edu/~lanius/Geom/

http://mathforum.org/t2t/faq/faq.pi.html

جهت معلومات بیشتر به ادامه مطلب بروید   (گروه آرین)  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 12:4  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

اشعار ریاضی زیبا آرین گورپ

تابع عشق تورا دامنه اش پیدا نیست

                                 یك به یك هست ولی بهر دلم پوشا نیست

می هراسم كه چو معكوس نمایم آنرا

                                  آشكاراشود آن رابطه كه پیدا نیست

راستی گر به تو بسیار شوم من نزدیك

                                 عشق پاكت به كجا میل نماید جا نیست

گر تو خواهی كه در آغوش تو من جا گیرم

                                 تابع ، فرد خودت زوج نما   پروانیست

منحنی دلت از راس شكسته است چه باك

                               كه مماس دل من هست ولی آنجا نیست

 رفع ابهام نمودم ز خم ابرویت

                               پس سخن ساده بگو وقت غم و حاشا نیست

هر چه من روی نمودار رخت گردیدم

                              باز یك نقطه بحرانی آن پیدا نیست

من بیچاره اسیر خم گیسوی توام

                           این چنین تابع بی چون و چرا هر جا نیست

چون سعادت سر و كارش به توابع افتاد

                       بیكران تر ز نگاهش به همه دنیا نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:43  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

اشعار ریاضی

ریاضی درس خشک و درس سردی است                              ریاضی بهر ما همچون نبردی است

 نبردی    کاندر    آن   تیغت  مداد    است                             حریف و دشمنت مشق زیاد است  

 نبردی     کاندر   آن  خونت           نریزند                              ولی  صفرت  به  رنگ خون نویسند    

 به    میدان     نبردش    چون    نهی   پا                             نگاهت   را    بگردانی    به   هرجا  

 به    هر    سو     بهر    قتلت   ایستاده                              چهل   فرمول   تابع های    ساده 

 به    مشرق    خیل   خطهای     عمودی                              به مغرب شصت و دو سور وجودی

براکت   این    طرف     با       قدر  مطلق                             در آن سو  حد  و  انتگرال و مشتق

 دو  صد  لعنت   بر   ا ین   اقوام   سینوس                             به  تانژانت و  کتانژانت و  کسینوس

 که   فرمولهای  آن  بی  حد  و  بی حصر                              بود  در  صورت  و  در  مخرج   کسر

 خلاصه       می کنکم     دیگر      کلامم                             قبولش    می کنی    یا   نه  ندانم

 به   میدان  پا   منه   کارت  خراب   است                            دراینجا نمره بیست چون سراب است

گروه آرین

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:10  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

عدد اویلر

عدد اویلر

پایه‌ی لگاریتم طبیعی ( )، اولین بار توسط لئونارد اویلر (Leonhard Euler 1707-83) یکی از باهوشترین ریاضی دانان تاریخ ریاضیات مورد استفاده قرار گرفت. در یکی از دست خطهای اویلر که ظاهرا" بین سالهای 1727 و 1728 تهیه شده است با تیتر Meditation on experiments made recently on the firing of cannon اولر از عدی بنام e صحبت می‌کند. هر چند او رسما" این نماد را در سال ۱۷۳۶ در رساله ای بنام Euler's Mechanica معرفی می‌کند.


در واقع باید اعتراف کرد که اویلر کاشف یا مخترع عدد e نبوده است بلکه سالها قبل فردی بنام جان ناپیر (John Napier 1550-1617) در اسکاتلند هنگامی که روی لگاریتم بررسی می‌کرده است بحث مربوط به پایه طبیعی لگاریتم را به میان کشیده است. فراموش نکنید که شواهد نشان می‌دهد حتی در قرن هشتم میلادی هندی ها با محاسبات مربوط به لگاریتم آشنایی داشته اند.

در اینکه چرا عدد 2.71828 بصورت e توسط اویلر نمایش داده شده است صحبت های بسیاری است. برخی e را اختصار exponential می‌دانند، برخی آنرا ابتدای اسم اویلر (Euler) می‌دانند و برخی نیز می‌گویند چون حروف a,b,c و d در ریاضیات تا آن زمان به کررات استفاده شده بود، اولر از e برای نمایش این عدد استفاده کرد. هر دلیلی داشت به هر حال امروزه اغلب این عدد را با نام Euler می‌شناسند.

اولر هنگامی که روی برخی مسائل مالی در زمینه بهره مرکب در حال کار بود به عدد '''e''' علاقه پیدا کرد. در واقع او دریافت که در مباحث بهره مرکب، حد بهره به سمت عددی متناسب (یا مساوی در شرایط خاص) با عدد e میل می‌کند. به‌عنوان مثال اگر شما 1 میلیون تومان با نرخ بهره 100 درصد در سال بصورت مرکب و مداوم سرمایه گذاری کنید در پایان سال به رقمی حدود 2.71828 میلون تومان خواهید رسید.

در واقع در رابطه بهره مرکب داریم :

P = C (1+r/n)nt

که در آن P مقدار نهایی سرمایه و بهره است، C مقدار اولیه سرمایه گذاری شده ، r نرخ بهره، n تعداد دفعاتی است که در سال به سرمایه بهره تعلق می‌گیرد و t تعداد سالهایی است که سرمایه گذاری می‌شود.

در این رابطه اگر n به سمت بی نهایت میل کند - حالت بهره مرکب - فرمول را می‌توان بصورت زیر ساده کرد :

P = Cert

اولر همچنین برای محاسبه عدد e سری زیر را پیشنهاد داد :

e=1+1/1!+1/2!+1/3!+ …

لازم است ذکر شود که اویلر علاقه زیادی به استفاده از نمادهای ریاضی داشت و ریاضیات امروز علاوه بر عدد e در ارتباط با مواردی مانند i در بحث اعداد مختلط ، f در بحث توابع و بسیاری دیگر نمادها مدیون ابداعات اویلر است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:48  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

سرگرمی ها

معما                                                                                                                                          مردی تردست که با جوانی ساده دل اما آزمند همسفر شده بودو به مقدار پولش پی برده بود به او چنین پیشنهاد کرد: -دوست داری پولت را دو برابر کنم؟؟ ساده دل گفت:چه بهتر از این.                   ولی  یک شرط دارد.  که هر بار پولت را دوبرابر کنم۸۰۰ تومان به من بدهی قبول می کنی؟           

          ساده دل شرط را پذیرفت اما پس از سه بار همه ی پولهایش را از دست داد.این جوان ساده دل قبل از شرط بندی چند تومان با خود پول داشته است؟؟

جواب رابرعهده ی خودتان می گذاریم.

.

معما ومساله

۱)پنجذعددتخم مرغ دربشقاب داریم .به نظرشماچطور ممکن است پنج عددتخم مرغ رابین پنج نفرتقسیم کنیم به طوریکه به هرنفر یک تخم مر غ برسدویک تخم مرغ در بشقا ب بماند؟

جواب: جواب رادرسایت www.erfan_k.persianblog.ir جستجو کنید.

۲)کلاسی 26 دانش آموز دارد.این دانش آموزان می خواهند باموتر به مسافرت بروند.در هرموتر یک نفر از اولیا و چهار دانش آموزجا می شوند.چند نفر از اولیا را میتوانیم دعوت کنیم؟
جواب: به عهده شماست.

۳) رابطه ی کدام زوج شباهت بیشتری به رابطه ی میان زاویه و درجه دارد:
الف) زمان وساعت
ب) شیر وکوارت ((واحد اندازه گیری مایعات برابر با 44/1 لیتر))
ج) مساحت و اینچ مربع
جواب:گزینه ی ج درست است.است،زیرا درجه ی کوچکترین واحد اندازه گیری زاویه و اینچ مربع کوچکترین واحد اندازه گیری مساحت است،اما ساعت را می توان به دقیقه هم تقسیم کرد.

 

* آیا می دانستید كه اگر یك عدد دو رقمی را انتخاب كنید(مثل 47 یا 89 و ...) و سپس عددهای ان را از خود عدد دو رقمی كم كنید(مثلا عدد 47 : 36 = 7 - 4 - 47 ) عدد بدست امده همیشه مضربی از 9 خواهد بود.

همچنین در مورد اعداد 3 رقمی اگر چنین عملی شود (مثلا 723 : 711 = 3 - 2 - 7 - 723 )حال اگر رقمهای عدد بدست امده را با هم جمع كنید( 9 = 1+1+7) همیشه جواب یا 9 خواهد بود یا 18.

*‌ عدد 6 به هر توان طبیعی كه برسد رقم یكان جوابش 6 و رقم دهگانش فرد است و رقم یكان نصف این عدد همیشه 8 خواهد بود.

 

۲-یک مسافر ازشهر(مزار)به شهر(کابل)با موتر به راه افتاد.زمانی که موتر به وسط راه رسید این مسافر به خواب رفت وزمانی که بیدارشدمتوجه شدکه مسیرباقی مانده نصف مسافتی است که خواب بوده است.اوچه مقداراز مسیر را خواب بوده است؟

جواب: به عهده ی خودتان.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:48  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

اضطراب امتحان (Exam Anxiety) و راههای کاهش آن

اضطراب امتحان (Exam Anxiety)

 اضطراب چیست

 همة انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه می‌کنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنش‌زا مضطرب میشوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادى است.

اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به‌طور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسى است که با یک یا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد و غیره همراه است.

بررسیها نشان می‌دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کم‌درآمد و سالمندان بیشتر شایع می‌باشد

اضطراب در کودکان و نوجوانان

بسیارى از کودکان هنگام قرارگیرى در وضعیت جدید مثل روبرو شدن با افراد جدید، احساس اضطراب کرده و به‌طور خجالت‌آورى به مادر و پدر، افراد فامیل و یا وابستگان به اصطلاح «آویزان» میشوند.

معمولاً والدین می‌توانند آنها را تشویق به خروج از «منطقه امن» بکنند. هر چند بعضى از کودکان در مقابل این شرایط مقاومت کرده و آنها را نمی‌پذیرند. به‌منظور کمک به کودکان در این موقعیت باید صبر و حوصله کافى داشت به‌طوریکه آنها احساس اعتماد به نفس کافى جهت مقابله با مسائلى که به نظرشان مشکل مى آید، را کسب کنند.

بسیارى از والدین از این احساس کودکانشان آگاه نیستند تا روزى که آنان به مشکلى برخورد می‌کنند مثل روز رفتن به مدرسه و ... منشاء این اضطراب در کودکان ناشناخته می‌باشد. اغلب ترکیبى از یک ترس ناشناخته و فقدان کنترل همراه با یک طبیعت ناشى از شرم و خجالت زمینة بسیارى از اضطراب کودکان را تشکیل می‌دهد.

بسیارى از شکایتهاى کودکان در دوران ابتدائى مدرسه همچون درد معده یا سوزش سر دل و یا دردهاى پراکنده دیگر، ناشى از وجود یک اضطراب نهفته در کودکان است که وجود اختلاف در خانواده و نگرانى در پدر و مادر می‌تواند از علل آن باشد که این نگرانى مستقیماً به کودک انتقال یافته و با این شکایات بروز مى کند.

شایعترین اختلالات اضطرابى در کودکان و نوجوانان عبارتند از:

ـ اضطراب جدایى (Separation Anxiety)

ـ اضطراب امتحان (Exam Anxiety)

ـ اضطراب اجتماعى (Social Anxiety)

ـ ترس از مدرسه (School Phobia)

 

 اضطراب امتحان و راههای کاهش آن

مقدمه

·         آیا تاکنون از خود پرسیده‌اید که چرا از امتحان می‌ترسید؟

·         آیا تابحال به صورت عمیق به این موضوع فکر کرده‌اید که چه عواملی در ترس و اضطراب نسبت به امتحان مؤثر بوده‌اند؟

·         آیا در زندگی تحصیلی راههایی برای کاهش این نوع اضطراب یافته‌اید؟

بدون تردید ترس از امتحان بین دانش آموزان و دانشجویان تقریبا همه گیر و رایج است و می‌توان گفت مهمترین علت این موضوع ، نتیجه‌ای است که از امتحان بدست می‌آید. نتیجه‌ای که مدرک قبولی یا مردودی محسوب گردیده و باعث ارتقاء ، تهدید ، تشویق و یا تنبیه می‌گردد. گاهی اوقات این نتیجه می‌تواند سرنوشت را نیز رقم زند. به همین علت هر چه نتیجه ، حساسیت و اهمیت بیشتری داشته باشد، به همان نسبت می‌تواند اضطراب و ترس از امتحان گردد، که برخی از آنها عبارتند از:

1.     ترس از فراموش کردن مطالب خوانده شده.

2.     سختگیری مدرسین در طی سال تحصیلی.

3.     انتظار بیش از حد والدین.

4.     عدم وجود خود باوری در فرد.

5.     نامشخص بودن سؤالات.

اکنون که برخی از عوامل ایجاد کننده ترس از امتحان مشخص شدند، لازم است عوامل کاهش دهنده این نوع ترس را نیز بدانیم. در خصوص روشهای کاهش ترس از امتحان نظرات مختلفی وجود دارد که مهمترین آنها به شرح زیر می‌باشند:

ایجاد محیطی آرام و به دور از تشنج

علاوه بر تلاش والدین برای ایجاد چنین محیطی برای مطالعه فرزندان ، فرزندان نیز بایستی کوشش نمایند.

 تنظیم برنامه خواب و استراحت

برخی با این تصور که هنگام امتحانات برای مطالعه بیشتر اصلا نباید خوابید و یا خیلی کم خوابید ، خود باعث خستگی ذهنی و در نتیجه فراموشی بیشتر در مطالب خوانده شده می‌گردند. کاهش زمان خواب در حد متعادل مطلوب است، اما افراط در آن هرگز مفید نخواهد بود.

پرهیز از کاهش تغذیه

افراط و تفریط در تغذیه اثرات نامطلوبی در بر خواهد داشت. بایستی با خواب و استراحت کافی و نیز تغذیه مناسب ، از لحاظ روحی و جسمی ، خود را آماده امتحان کرد.

آماده شدن برای امتحان

داشتن برنامه ریزی صحیح جهت مطالعه در طول سال تحصیلی و رعایت روشهای صحیح مطالعه.

مطالب درسی را بتدریج و در طول زمان مرور کنید، نه اینکه در آخرین دقایق قبل از امتحان به مطالعه فشرده بپردازید.

1.  از یادداشتهای خود ، یادداشتهای فشرده‌ای بردارید، تا بازسازی ذهنی ، رمز گردانی و مرور مطالب برایتان مفید واقع شود.

2.     سعی کنید به نوع آزمون پی ببرید، تا بتوانید مطالعه خود را متناسب با آن پیش ببرید.

پرهیز از فشرده خوانی

فشرده خوانی با مرور کردن مطالب متفاوت است. فشرده خوانی متضمن کوششی است برای یادگیری مطالب تازه بلافاصله قبل از شروع امتحان. و یا به عبارتی آخرین کوششهای شخص در آخرین لحظات قبل از امتحان.

  تأکید بیشتر بر مطالبی که انتظار دارید جزء سؤالات امتحانی باشد.

می‌توانید محدوده سؤالاتی را که در امتحان مطرح خواهد شد، حدس زده و بیشتر به آنها پرداخته شود. برای این منظور سؤالات امتحانی سالهای گذشته کمک خواهند کرد. همچنین توجه به مطالب و موضوعاتی که استاد و یا معلم در کلاس درس بیشتر روی آنها تکیه می‌کند.

شرکت در جلسات آخر درس

حتما در جلسات آخر درس پیش از امتحان در کلاس شرکت کنید. زیرا اغلب ، مطالب مهمی را احتمال بیشتری در طرح سؤالات دارند، در جلسات آخر مرور و توضیح داده می‌شوند.

پرهیز از اضطرابهای متفرقه

مثلا شب امتحان مسابقات فوتبال را دنبال نکنید. اگر امتحان قبلی رضایت بخش نبوده است، به آن نیندیشید و تحلیل امتحان قبلی را به فرصت مناسب خودش موکول کنید.

داشتن تصور ذهنی مثبت از خود

بجای پرداختن به جنبه‌های منفی ، همواره یک تصویرز ذهنی مثبت از خودتان داشته باشید و پس از تلاش کافی جهت مطالعه مطالب به موفقیت خود امیدوار باشید.


حال که برخی از عوامل کاهش ترس از امتحان مطرح شدند، بایست مواردی را در جریان امتحانات و هنگام پاسخگویی به سؤالات مد نظرمان باشد، که رعایت این موارد می‌تواند در موفقیت بیشتر و کاهش اضطراب نسبت به امتحان مؤثر باشد. برخی از این موارد عبارتند از:

·         به موقع و سر وقت به جلسه امتحان بروید و پیش از آغاز امتحان با خاطری آسوده در جای خود مستقر شوید.

·         کلیه وسایل و ابزارهایی که در امتحان مورد نیاز است همراه خود به جلسه ببرید.

·    دستورالعملها را با دقت بخوانید و اگر دستورات شفاهی است، با توجه و التفات کامل به آن گوش دهید و عینا همان کاری را که از شما می‌خواهند انجام دهید.

·         در مورد سؤالات تستی ، اگر نمره منفی داشته باشند، حدس زدن کار عاقلانه‌ای نیست.

·         به زمان بندی سؤالات دقت کنید، تا با مشکل کمبود وقت مواجه نشوید.

·         اگر زودتر از زمان تعیین شده سؤالات را پاسخ دادید، عجله نکنید و مجددا مروری داشته باشید.

·    خود را برای پاسخ گویی به هر گونه سؤالی آماده سازید، اما نه با این برداشت که باید صد درصد سؤالات را جواب دهید. برای پاسخگویی به سؤالات به طرح چهار مرحله‌ای زیر دقت کنید:

1.  ورقه سؤالات را نسبتا با سرعت بخوانید و به تمام سؤالات که پاسخ آنها برایتان روشن است جواب بدهید. برای این مرحله حداقل نیمی از وقت امتحان را در نظر بگیرید.

2.     دوباره ورقه را بخوانید و به تمام سؤالات که تا آن موقع پاسخشان به یادتان آمده است پاسخ دهید.

3.     در نوبت سوم باید به تمام سؤالاتی که باقی مانده پاسخ دهید.

4.     در نوبت چهارم یکبار دیگر نیز کنترل کرده و ببینید که آیا سؤالات را همانگونه که می‌خواستیم پاسخ داده‌ایم.

·    برای پاسخ گویی به آزمون تشریحی پیشنهاد می‌شود، موضوع را بطور کامل یاد گرفته و پرسش را به دقت بخوانید. و قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، پاسخ خود را سازمان بندی کنید.

·         برای پاسخگویی به آزمون تستی پیشنهاد می‌شود:

1.     سؤالات ساده را جواب داده و از سختها بگذرید.

2.  وقتی به سؤالات نیمه مشکل رسیدید، مقابل آن علامت (+) (در پاسخ نامه) به معنای قابل حل و در مقابل سوالات مشکل علامت (-) به معنای غیر قابل حل بگذارید.

3.  وقتی تمام سؤالات در یک درس خاص را پاسخ دادید، به سراغ سؤالاتی بروید که جلوی آنها علامت (+) گذاشته‌اید و سپس به سؤالاتی که علامت (-) دارند، پرداخته شود .  

 عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن

سرچشمه بسیاری از ناراحتیهای ظاهراً غیر منطقی نوجوانان اضطرابی است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زیر ناشی می شود : تغییرات جسمانی از قبیل نگرانی از دیررسی بلوغ به خصوص در پسرها، نگرانی از زود رسی بلوغ به خصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغییر جسمانی و رنج ناشی از عدم پذیرش تغییرات جسمانی، عدم پذیرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غیر منطقی بودن، نداشتن مهارتهای لازم برای زندگی، تمایلات جنسی و آشفتگی در نقش. در اینجا به طور مختصر بعضی از این عوامل مورد بررسی قرار می گیرند:

نحوه رویارویی با رنج ناشی از تغییرات جسمانی

تغییرات ناشی از دوران بلوغ را نوجوان بتدریج می پذیرد. علت اصلی نگرانی در مورد نکات دیگری همچون زودرسی و دیررسی بلوغ و احساس خجالت در مواجهه با تغییرات جسمانی، عدم آگاهی، آگاهی ناقص یا محدود و یا اطلاعات نادرست نوجوان در زمینه های مختلف بلوغ و تغییرات جسمانی ناشی از آن است، که بهترین راه پیشگیری نیز فراهم آوردن آگاهی و بینش دقیق، صحیح و به موقع است. والدین باید قبل از پیدایش علایم ثانویه بلوغ فرد را بطور مناسب و با مراعات شئون اخلاقی، در جریان مسائلی از جمله سن بلوغ، عوامل موثر در پیدایش بلوغ و تغییرات جسمانی و آثار روانی آن بگذارند. والدین و مربیان با فراهم آوردن جوی آزاد و سالم باید این امکان را به نوجوان بدهد که سوالات، افکار، احساسات و احیاناً نگرانیهای خود را صادقانه مطرح و جوابهای مناسب دریافت کند و نباید بگذارند تا نوجوانان برای یافتن پاسخ سوالات خود کسانی که صلاحیت ندارند از جمله همسالان مراجعه و دچار انحراف و اضطراب شود. در مواردی که نوجوان نمی تواند مسائل را حضوری با والدین مطرح کند، باید مربیان و اولیای مطلع و متعهد مدرسه در حد مجاز نوجوان را راهنمایی کنند و با ارائه کتابهای مناسب و بحثهای مفید، زمینه بدست آوردن اطلاعات سالم را فراهم آورند.

رویارویی با اضطراب ناشی از عدم پذیرش از جانب همسالان

نتایج پژوهشی نشان داده است که ناامنی، وابستگی شدید و ناسالم نوجوان به والدین، ناتوانی یا نداشتن مهارتهای لازم در برقرار کردن روابط عاطفی، اجتماعی و اخلاقی سالم، تفاوت در فرهنگ خانواده ها و بخصوص عدم پذیرش ارزشها و آداب و رسوم گوناگون، موجب اضطراب بسیاری از نوجوانان می شود. برای اینکه نوجوانی که تجربه های ذکر شده را نداشته است دچار اضطراب شدید نشود و یا اضطراب او ادامه پیدا نکند اقدامات زیر مفید است :

  • والدین باید گرایش فرزند خود به همسالان را بدرستی درک کنند، زیرا این یک نیاز طبیعی است که بخواهد مورد توجه و حمایت همسالان قرار گیرد.
  • والدین با نوجوان در مورد گزینش دوست توافق نمایند تا دچار تعارض نشود و پنهان کاری نیز نکند.
  • باید سعی کنند به طور منطقی با نوجوان روبرو شوند و در وقت مناسب، با گفتگوی ملایم و استدلال، او را متوجه نتایج نامطلوب بعضی از معاشرتها کنند.
  • والدین و مربیان برای دوستان نوجوان باید اعتبار و احترام قایل باشند.
  • والدین و مربیان و... باید در همه مواقع بخصوص در برابر همسالان، احترام و شخصیت نوجوان را حفظ کنند.

رویارویی با اضطراب ناشی از دوگانگی و ترس از مستقل شدن

یکی از عمومی ترین نیازهای نوجوان کسب استقلال از افراد خانواده و دیگران است. مطالعات نشان داده که اضطراب در کسانی بیشتر دیده می شود که دچار ناامنی شدید، عدم اعتماد به نفس، وابستگی ناسالم به والدین بخصوص مادر هستند. کسب استقلال در بسیاری از نوجوانان اضطراب ایجاد می کند. از جمله حالاتی که در زمینه مستقل شدن دیده می شود، تضاد و دوگانگی است، یعنی نوجوان در حالیکه می خواهد و می داند که باید مستقل شود از استقلال نیز می ترسد. برای جلوگیری از این دوگانگی والدین باید وضعیتی فرآهم آورند تا نوجوان با بدست آوردن اعتماد بنفس، امنیت روانی و جرات تجربه کردن، بتدریج درصدد کسب استقلال برآیند. یکی از دلایل اساسی در اضطراب ناشی از مستقل شدن، عدم آگاهی از وضعیتی است که نوجوان بعد از مستقل شدن پیدا خواهد کرد. به نوجوان باید مسئولیت و فرصت داد که در بسیاری از امور مربوط به خود اظهار عقیده کنند و تصمیم بگیرند، ولو اینکه اشتباه کنند. و نباید نوجوانان را به خاطر اشتباهاتشان مورد تنبیه یا تحقیر قرار داد بلکه باید به آنها این فلسفه را آموخت که زندگی سراسر تلاش و مبارزه است و آنها می توانند از خطاهای خود درسهای مفید بیاموزند. در نیاز نوجوانان به کسب استقلال تفاوتهای فردی وجود دارد به همین دلیل نباید آنها را مقایسه ملامت آمیز کرد زیرا گاهی باعث دلسردی، احساس نا امنی و اضطراب می شود.

رویارویی با اضطراب ناشی از بروز رفتار پرخاشگرانه

یکی از خصوصیات بعضی از نوجوانان مخالفت با افراد مختلف در خانه و خارج از آن است که گاه بصورت پرخاشگری کلامی یا غیر کلامی بروز می کند. عدم توانایی در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب بسیاری از نوجوانان است. بطور خلاصه بالا بردن میزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامی و سختیها، ارضاء صحیح نیازهای کودک، ایجاد امنیت روانی و بوجود آوردن الگوهای رفتار مناسب می تواند در پیشگیری رفتار پرخاشگرانه موثر باشد. اگر این اقدامات بموقع انجام نشود باید در زمان حال امکاناتی فراهم آوریم که نوجوان کمتر پرخاشگری کند و با اضطراب کمتری روبه رو شود. توصیه های زیر در این زمینه مفید است:

  • والدین و دیگران باید تا حد ممکن از امر و نهی های زیاد، بی مورد و غیر اصولی خودداری کنند.
  • از ایجاد ممنوعیت و محدودیتهای بی مورد که مغایر با نیاز نوجوان به کسب آزادی و استقلال است خود داری کرد.
  • با تقویت روحیه نوجوان بخصوص تکیه بر مهارتها و تواناییهای مثبت او، باید روشهای مناسب مواجهه با ناکامی را به او آموخت.
  • به نوجوان باید آموخت که در مقابله با خشم به جای اینکه بدون تفکر خشمی کنترل نشده ابراز دارند منطقی برخورد کنند و بدون توهین و تحقیر به دیگران ابراز وجود کنند و عواطف خود را بیان کنند.
  • باید به او فهماند که نحوه برخورد دیگران با او تا حدی نتیجه رفتار خود اوست.
  • در برابر پرخاشگری نوجوان نباید از تنبیه یا تحقیر استفاده کرد، زیرا این رفتارها خود باعث تشدید پرخاشگری می شوند بهتر است به عمل پرخاشگرانه او، پاسخ نداد، منتها باید به نوجوان فهماند که بی اعتنایی ظاهری به پرخاشگری او حمل بر تائید یا قبول آن نیست.

·         انواع اضطراب

  اضطراب انواع مختلف و متنوعى دارد که هر فردى ممکن است به یک یا چند نوع از این اختلالات مبتلا باشد:

۱ـ اختلال اضطراب فراگیر یا منتشر (Generalized Anxiety Disorder)

ترکیبى از علائم زیر در این اختلال وجود دارد:

طپش قلب، تنگى نفس، اسهال، بی‌اشتهایى، سستى، سرگیجه، تعریق، بی‌خوابى، تکرر ادرار، لرزش، فقدان آرامش، مرطوب بودن کف دست، احساس گرفتگى گلو، نگرانى نسبت به آینده، گوش به زنگ بودن نسبت به محیط. در اضطراب فراگیر خطر واقعى وجود ندارد.

۲ـ اختلال هراس (Panic Disorder)

این افراد دچار حملات اضطرابى پیش‌بینى نشده‌اى می‌شوند که ممکن است ظرف چند ثانیه تا چند ساعت و حتى چند روز نوسان کند. مبتلایان به این اختلال می‌ترسند مبادا بمیرند، دیوانه شوند یا بی‌اختیار دست به کارهایى بزنند و یا علائم روانى ـ حسى غیرمعمول نشان دهند. سایر علائم اختلال اضطراب فراگیر نیز در این اختلال مشاهده می‌گردد.

۳ـ ترسهاى اختصاصى یا ساده (Simple Phobia)

شایعترین نوع ترس است. در خانمها بیشتر وجود دارد. یک نوع ترس غیرمنطقى است که طى آن فرد از مواجهه با اشیاء، فعالیتها و موقعیتهاى خاص همچون ترس از حیوانات، طوفان، بلندى، جراحت، خون و مرگ اجتناب می‌کند. در این موارد خود فرد متوجه افراطى و غیرمنطقى بودن ترس خویش است.

۴ـ ترس از مکانهاى باز (Agorophobia)

افراد مبتلا به این اختلال از وارد شدن به موقعیتهاى ناآشنا هراس دارند. مثلاً از رفتن به فضاى باز، مسافرت و حضور در ازدحام امتناع می‌کنند. این افراد از ترک کردن محیط منزل دچار ترس شدید هستند. این اختلال در نوجوانى شروع می‌شود و معمولاً این افراد تجربة اضطراب جدایى را در دوران کودکى داشته‌اند.

۵ـ ترسهاى اجتماعى (Social Phobia)

این نوع ترس از اواخر دوران کودکى یا اوائل نوجوانى شروع می‌شود. این افراد در مواجهه با دیگران احساس شرمسارى می‌کنند، نگران هستند که دستها و صدایشان نلرزد و سرخ نشود. معمولاً از صحبت کردن و غذا خوردن در حضور جمع، ابراز وجود کردن، انتقاد کردن، اظهارنظر کردن و اشتباه کردن می‌ترسند.

۶ـ اختلال وسواس (Obsessive-compulsive Disorder)

عبارت است از وسواس شدن افکار یا اعمال غیر ارادى، تکرارى و غیرمنطقى که فرد برخلاف میل خود آن را تکرار می‌کند. این بیمارى می‌تواند به‌صورت وسواس فکرى، وسواس عملى و یا وسواس فکرى و عملى توأم با هم باشد.

در وسواس فکرى، فرد نمی‌تواند فکرى را از ذهنش خارج کند (مثل افکار پرخاشگرى یا جنسی)، یعنى یک فکر، عقیده، احساس مزاحم و تکرار شونده وجود دارد.

در وسواس عملى فرد براى اجراى تکرارى عملى خاص یا سلسله اعمالى خاص احساس اجبار می‌کند مثل شستن مکرر دستها. فکر وسواسى موجب افزایش اضطراب شخص می‌گردد درحالی‌که عمل وسواسى اضطراب شخص را کاهش می‌دهد.

۷ـ اختلال استرس پس از سانحه (PTSD: Post Troumatic Stress Disorder)

این اختلال قبلاً «سندرم موج انفجار» نامیده می‌شد. معمولاً با یک استرس شدید هیجانى که شدت آن می‌تواند براى هرکس آسیب‌رسان باشد همراه است از قبیل جنگ، بلا یا سوانح طبیعى مثل زلزله، مورد حمله یا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شدید.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:38  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

معرفی مواد مغناطیسی

معرفی مواد مغناطیسی

موادمغناطیسی، به سه دسته عمده مواد مغناطیسی نرم، مواد مغناطیسی سخت و مواد مغناطیسی نیمه‌سخت تقسیم‌بندی می‌شوند. خصوصیات و کاربردهای هر یک از این مواد در زیر آمده است:

مواد مغناطیسی نرم (موقت(

به علت اینكه اغلب این مواد دارای سختی كمی هستند، به آنها مواد مغناطیسی نرم گفته می­شود. این مواد با برطرف شدن میدان خارجی، خاصیت مغناطیسی خود را از دست می‌‌دهند و به عنوان هسته‌های ورقه‌ای، چوک‌ها و حامل­های شار مغناطیسی، در اکثر مدارهای الکترونیکی و موتورهای DC و AC کاربرد دارند. به علت موقتی بودن خاصیت مغناطیسی این مواد به آنها آهنربای موقت نیز می­گویند.

مواد مغناطیسی سخت (دایم(

در جایی که نیاز به شار مغناطیسی دایم بدون اتصال به یک منبع خارجی باشد، از این مواد استفاده می­شود. از آنجا كه این مواد عموماً دارای سختی بالایی هستند، به مواد مغناطیسی سخت مشهورند. بیشترین مصرف مغناطیس‌های دایم در موتورهای DC است. به عنوان مثال وسایلی که در خودرو بصورت اتوماتیک عمل می‌کنند، مانند شیشه‌های برقی و برف‌پاک‌کن‌ها، همچنین انواع سنسورهای خودرو از این مواد بهره می­برند. به علت دایمی بودن خاصیت مغناطیسی در این مواد به آنها مواد مغناطیسی دایم نیز گفته می­شود.

مواد مغناطیسی نیمه‌سخت

عموماً به عنوان حافظه کاربرد دارند و به­صورت پوشش نازک یا لایه نازک مورد استفاده قرار می‌گیرند. می­توان با اعمال میدانی متوسط، خاصیت مغناطیسی این مواد را حذف کرد یا به آنها برگرداند. مهمترین کاربرد این مواد در دیسک‌های سخت است. اساس ضبط مغناطیسی، استفاده از خاصیت مغناطیسی این مواد است.

مواد مقناطیسی سخت ونرم وکاربردآنها

موادمقناطیسی که دروسایل الکتریکی به کارمیروند به دودسته نرم وسخت دسته بندی میشوند مواد مقناطیسی نرم آنهایی هستند که خاصیت مقناطیسی القاشده درخود را زود وآسان ازدست می دهند ولی مواد مقناطیسی سخت آنهایی هستند که خاصیت مقناطیسی تقریبا ً دایمی پیدامیکنند وهردودسته دارای اهمیت یکسانند.

تاچند سال پیش برای ساختن آهن ربا دایمی ازفولاد سخت (آهن 1 تا 1.5 درصد کربن) استفاده میشد. کم کم محققین دریافتند که اضافه کردن مقدارکمی تنگستن وکروم وکبالت به فولاد خاصیت مقناطیسی آنرا به میزان زیاد افزایش میدهد.

ادامه تحقیق درین زمینه سبب شد که الیاژهای ویژه ای برای ساختن آهن رباهای دایمی وبسیارقوی تهیه شود که معروفترین این الیاژها ازآهن، نیکل، کبالت والمونیم به نسبت های مختلف ساخته میشوند.

امروزه ازآهن رباهای دایمی به شکل های گوناگون وبه ابعاد مختلف به مقدار زیاد درساختن موتورهای الکتریکی وداینموها واسباب اندازه گیری جریان برق استفاده میشود.

همچنین درساختمان بعضی ازوسایل الکتریکی مانند گوشی تلفون، بلندگورادیو، زنگ کلیدهای خودکار، قطع و وصل جریان برق احتیاج به آهن ربا است که به سرعت آهن ربا شوند وهم خاصیت مقناطیسی خودرا ازدست بدهند. درین گونه اسباب ازمواد مقناطیسی نرم مانند آهن خالص یا الیاژها استفاده میشود.

 

مقایسه خواص مقناطیسی آهن وفولاد:

آهن وفولاد ازنظرخواص مقناطیسی تفاوت هایی دارندکه تشخیص آنها مهم است. آهن خالص را معمولا ً آهن نرم گویند زیرا آهن نرم رامیتوان به آسانی چکش کاری کرد وبه شکل دلخواه درآورد. فولاد الیاژی است که ازآهن نرم ومقداری درصدکمی کاربن وازآهن خالص خیلی سختتر ومحکمتراست.

برای بررسی خواص مقناطیسی آهن وفولاد دوتیغه یکسان یکی ازآهن ودیگری ازفولاد را که ازپیش خاصیت مقناطیسی نداشته باشند طبق شکل ذیل:

به یکی ازقطب های آهن ربا وصل میکنیم. هردوتیغه به وسیله القا آهن ربامیشوند. هرگاه انتهای آزاد آنها را دربراده آهن فروببریم تیغه آهن اندکی بیش ازتیغه فولادی براده آهن جذب میکند بنابرین اگرنیروی آهن رباکننده برای آهن وفولاد یکی باشد شدت خاصیت مقناطیسی القایی درآهن خالص اندکی بیش ازفولاد است.

هرگاه دوتیغه رابین انگشتان دست محکم نگاه داشته وآهن ربارا ازآنها دورکنیم تمام براده آهن چسپیده به تیغه آهنی فرومیریزند درصورتیکه ازبراده های چسپیده به تیغه فولادی فقط مقدارکمی میریزد. این پدیده نشان میدهد که خاصیت مقناطیسی القایی درآهن موقتی ودرفولاد دایمی است.

نامگذاری قطب های آهن ربا، محورمقناطیسی، نصف النهارمقناطیسی

هرگاه یک آهن ربای تیغه ای بانخ آویخته شود به طوری که آزادانه دریک سطح افقی به هرطرف بچرخد سپس ازچند نوسان درراستای تقریبی شمال وجنوب قرارمیگیرد درین وضعیت قطبی ازآهن ربا که به سوی شمال متوجه است قطب شمال N وقطبی که به سوی جنوب متوجه است قطب جنوب S نامیده میشود.

درین حالت برای آهن ربا آویخته شده میتوان محوری درنظرگرفت که خاصیت مقناطیسی آهن ربا دراطراف این محورمتقارن باشد.

بدیهی است سپس ازآن که آهن ربا دروضع ثابتی ایستاد این محورنیزدرراستای تقریبی شمال وجنوب قرار میگیرد.

صفحه قایمی که ازاین محورفرضی میگذرد صفحه نصف النهارمقناطیسی نامیده میشود.

 نصف النهار مقناطیسی صفحه قایمی است که ازآن محورمقناطیسی آهن ربای آویخته شده ای که دراثرمیدان مقناطیسی زمین درراستای تقریبی شمال وجنوب ایستاده است میگذرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:33  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

فیزیک چیست ؟

فیزیک چیست ؟

واژه فیزیک، یک کلمه یونانی Physike به معنای دانش طبیعت است. رشته فیزیک در حال حاضر شاخه ها و گرایش های متعددی همچون فیزیک هسته ای، فیزیک اتمی، فیزیک حالت جامد و مولکولی، فیزیک لیزر، فیزیک نجومی، فیزیک ذرات بنیادی، فیزیک پزشکی و نا نو فیزیک دارد.

اما در این میان فیزیک هسته ای و کاربردهای این علم نوین از اهمیت بسزایی برخوردار است.

تاریخ آغاز فیزیک هسته ای را می توانیم از کشف رادیو اکتیویته (پرتوزایی) از سوی بکرل در سال ۱۸۹۶ یا ظهور فرضیه رادرفورد مبنی بر وجود هسته در اتم ها در سال ۱۹۱۱ بدانیم. در هرحال، به روشنی معلوم است که مطالعات تجربی و نظری فیزیک هسته ای نقش برجسته ای در توسعه فیزیک قرن بیستم ایفا کرده است.

به علاوه فیزیک هسته ای فنونی در اختیار ما قرارداده است که در زمینه های علمی دیگر ازجمله در فیزیک اتمی و فیزیک حالت جامد، نیز کاربرد وسیعی پیدا کرده است. پژوهش های آزمایشگاهی، فیزیک هسته ای را برای حل انواع بسیار گوناگونی از مسائل، از برهم کنشی کوارکها (بنیادی ترین ذره که ماده از آن ساخته می شود) گرفته تا فرآیندهای نخستین مراحل تکامل جهان که پس از «مهبانگ» اتفاق افتاده است، به کاربرده اند.

فیزیکدان ها امروزه از فنونی که در آزمایشگاه های فیزیک هسته ای آموخته اند برای تشخیص و درمان بیماری ها در انسان ها بدون این که نیازی به جراحی باشد، بهره برداری می کنند.

اما از سوی دیگر هم برخی از فنون فیزیک هسته ای تجربی در ساختن سلاح های ترسناکی مورداستفاده قرار می گیرد که منظور از تولید آنها کشتار توده ای از انسانهاست و ادامه تولید و تکثیر آنها تهدیدی جدی برای آینده بشریت محسوب می شود. آسان نیست که هیچ علم دیگری را با این علم که طیف گسترده ای از کوچکترین ذرات میکروسکوپی تا موجودات کیهانی را شامل می شود، مقایسه کنیم.

فیزیک هسته ای پدر فیزیک ذرات بنیادی

به هرحال فیزیک هسته ای را می توان ازسویی فرزند شیمی و فیزیک اتمی و از سوی دیگر پدر فیزیک ذرات بنیادی به شمار آورد.

فیزیک هسته ای اگرچه اکنون نقش محوری اش را در جست وجوی اجزای بنیادی ماده از دست داده است ولی هنوز هم برای درک برهم کنشی های بنیادی از آزمایش های هسته ای استفاده می شود. تحقیق درخواص هسته ها و قوانین حاکم بر ساختار هسته ای، به نوبه خود زمینه فعال و باروری از پژوهش های فیزیکی است. ابزارهای مفیدی مانند آشکارسازها، تنظیم کننده های ضربان قلب و وسایل تصویرگر پزشکی ازجمله دستاوردهای عملی این پژوهش ها است. اگرچه در اذهان عمومی اغلب مردم در طول نیم قرن گذشته، این علم یادآور انفجارات اتمی بمباران هیروشیما و ناکازاکی و کشتار وسیع انسان های بی گناه و یا تولید راکتورهای اتمی برای تولید برق است، اما باید دانست استفاده های صلح آمیز از این علم نوین شامل موارد متعدد دیگری است که به اختصار به آنها اشاره می شود.

تولید برق و شیرین کردن آب دریاها ، استفاده از رادیوایزوتوپها در پزشکی، صنعت و کشاورزی ، استفاده از پرتوهای ناشی از فرآیندهای هسته ای در پزشکی، صنعت و کشاورزی ، تولید گونه هایی از محصولات غذایی دارای حاصلخیزی بیشتر، تولید گونه های مقاوم نسبت به آفات و کم آبی ، استفاده مؤثرتر از منابع آبی و جمع آوری آنها ، کنترل و نابودی آفات، جلوگیری از فساد محصولات در هنگام نگهداری، تصویربرداری، تشخیص، پیش بینی و درمان برخی بیماری ها درنتیجه استفاده از پرتودهی و رادیو ایزوتوپها، تسهیل عملیات اکتشاف و استخراج معادن زیرزمینی نفت و گاز، تشخیص محل نشت سیالات در لوله ها و مخازن، تعیین میزان خوردگی فلزات، اندازه گیری دقیق قطرسنجی، ضخامت سنجی و سطح سنجی، تعیین فرسودگی غشای داخلی کوره های صنعتی، استفاده از اثرات متقابل پرتوها با مواد برای بهینه سازی عملکرد آنها در صنعت از مهم ترین دستاوردهای علوم و فنون هسته ای است.

عامل تعیین کننده در برنامه های زیربنایی

این علم نوین در حال حاضر به صورت یک عامل مهم و تعیین کننده در برنامه های زیربنایی اکثر کشورهای جهان نقش ایفا می کند. امروزه تأثیر تکنولوژی هسته ای در گسترش دانش بشری، تسلط بر طبیعت، تأمین رفاه و پیشرفت زندگی بشر غیرقابل تردید است. هم اکنون صدها نیروگاه هسته ای در جهان فعالند و انرژی برخی کشورها مانند فرانسه عمدتاً از برق هسته ای تأمین می شود.بدین ترتیب درواقع می توان برای فیزیک هسته ای سه نقش مختلف درنظر گرفت:

0)     کاوش در قلمرو ذرات بنیادی ماده و برهم کنشی آنها

1)     ۲) رده بندی و تفسیر خواص هسته ای

2)     ۳) طراحی روش ها و ابزارهای فنی پیشرفته برای خدمت به جوامع بشری

به هر حال در موضوع گسترش اورانیوم و پلوتونیم باید توجه داشت هر کشوری که مصمم به کسب مواد شکافای درخور مصارف نظامی باشد برای رسیدن به هدف خود نیازی به داشتن یک برنامه انرژی هسته ای ندارد. اورانیوم ۲۳۵ را می توان از غنی سازی اورانیوم طبیعی و با فرآیندهای غنی سازی ساده تر و ارزان تر به دست آورد برای بعضی کشورها ممکن است به دست آوردن ذخایری از اورانیوم - ۲۳۵ با این روش ساده تر از جدا کردن پلوتونیوم - ۲۳۹ از سوخت مصرف شده راکتور باشد.

بنابراین روا نیست گفته شود کاربرد وسیع توان هسته ای تنها عامل گسترش تسلیحات هسته ای در جهان است. در غیاب توان هسته ای، هر کشور با دسترسی به اورانیوم و ظرفیت غنی سازی می تواند سلاح هسته ای بسازد. توسعه غنی سازی لیزری به صورت یک فرآیند صنعتی، دسترسی کشورهای نسبتاً فقیر به سلاح های هسته ای را آسان تر می کند، مگر آنکه دسترسی به این فناوری دقیقاً کنترل شود.

کلمه فیزیک،در اصل یک کلمه یونانی به معنی طبیعت می باشد و بیشتر،به آنچه که با حواس خود ،از جهان طبیعت در می‌یابیم، مربوط می‌شود.به بیان دیگر ،علم بیوفیزیک، قوانین موجود در جهان طبیعت را شناسایی و کشف نموده و از آنها در جهت بهبود وضعیت زندگی انسان بهره می‌گیرد.
اما بهره گرفتن از قوانین موجود و کشف شده ، در شاخه‌های مختلف و به روشهای گوناگون صورت می‌گیرد. به عنوان مثال،در فیزیک هوا فضا،با استفاده از این قوانین،می‌توان در هدایت بهتر هواپیماها، سفینه‌ها، و دیگر مصنوعات ساخت بشر، که در هوانوردی مورد استفاده قرار می‌گیرند، استفاده نمود و یا در فیزیک انرژی‌های بالا، با استفاده از فیزیک، می‌توان در پی منابع جدید انرژی برای تامین زندگی آینده بشر بود. بنابراین،می‌توان گفت که علم فیزیک، به نوعی با زندگی و حیات انسان عجین و آمیخته شده است. نکته تکامل این بحث علم بیوفیزیک است. علم بیوفیزیک از علم فیزیک در جهت حیات بشر بهره می‌برد.

ضرورت وجود بیوفیزیک                                                        

استفاده و کاربردهای فراوان و روزافزون علوم و فنون هسته‌ای در رشته‌های مختلف زیست شناسی، پزشکی ، علوم پایه پزشکی و ... جهت پژوهشهای علمی و درمانی، همراه با سایر کاربردها انرژی اتمی در کشاورزی ، صنایع و غیره ، ایجاب می‌کند که باید شاخه‌ای از علم فیزیک، تحت عنوان بیوفیزیک وجود داشته باشد، تا اینکه بتوانیم از این علوم و فنون در جهت بهتر نمودن زندگی بشر و موجودات زنده دیگر بهره گیریم.

یک مثال

تشعشعات یا پرتوهای هسته‌ای، از شار ذراتی که بطور سریع در حال حرکت بوده و از طبیعت و انرژیهای متفاوتی برخوردارند، تشکیل شده است. پرتوها، از پدیده‌های طبیعی یا خودبه‌خودی تجزیه اتمهای رادیواکتیو (طبیعی یا مصنوعی) و یا از شتاب دادن مصنوعی ذرات پدید می‌آیند. این پرتوها در پزشکی و بیولوژی، کاربردهای متعدد دارند. کاربردی بسیار عمومی و عادی، اشعه ایکس در تشخیص پرتویی است. اختلاف درجه کاهش پرتو ایکسی که از محیطهای با طبیعت مختلف ، عبور می‌کند، اجازه می‌دهد که تصویری که روشنگر حقایقی درباره اعضای داخلی بدن است، بدست آید.

فیزیک پزشکی و بیوفیزیک

در فیزیک پزشکی، تاکید می‌شود که پزشکان باید از فیزیک مربوط به ابزارهای مختلف مورد استفاده در پزشکی نیز آگاهی داشته باشند. به عنوان مثال، جراحی که از چاقوی لیزری جهت جراحی استفاده می‌کند، باید دارای اطلاعات حداقل پایه در مورد فیزیک لیزر باشد، اما در بیوفیزیک، همانگونه که از نامش پیداست ، فیزیک در معنی عام حیات مورد توجه است.

 

فلسفه فیزیک

فیزیک علمی است که روابط ریاضی یک پدیده را که خاصیت تکرار داشته باشد بصورت یک قانون بیان می کند هر چند ممکن است تعاریف متفاوتی از فیزیک ارائه داد ولی مهم آن است که علم فیزیک در مورد روابط بین اشیاء مادی بحث می کند.


ابتدای فلسفه فیزیک
فلسفه ، این دانش در پی توضیح اصل پدیده هاست هر چند در تعریف فلسفه بزرگان زیادی اظهار نظر کرده اند می توان این تعریف هگل را ذکر کرد(فلسفه تحقیق اشیاء به اندیشه و دیده خرد است) شاید بتوان گفت فلسفه روشنی بخش راهی است که دانش در آن طی مسیر می کند و به همین دلیل علم و فلسفه رابطه ای بسیار نزدیک و پیوسته برای درک جهان دارند اگر کل دانش را یک خط فرض کنیم تا جایی که مربوط به امور ماده و اشیا می شود را علم مادی و از آن به بعد که در وراء ماده است را ماوراء ماده یا متافیزیک گویند با این مقدمه نظرات فلسفی که توسط فیزیکدانان مطرح شده است را به طور مختصر مرور می کنیم. بسیاری از دانشمندان اعصار گذشته از فلاسفه زمان خود بودند و تقریباً در تمام علوم زمانه خود احاطه داشتند در تاریخ مردانی از علوم مادی بودند که در عین حال دلمشغولی فلسفی نیز داشتند و سعی می کردند دیدگاه فلسفی خود را با پیشرفت علوم همزمان سازند خوب برگردیم به زمان خلق فیزیک به صورت کلاسه شده که از زمان گالیله و اسحاق نیوتن آغاز شد هنگامی که اسحاق نیوتن اصل جاذبه عمومی و گرانش را بنیان نهاد پرسشهایی در مورد علیت مطرح شد از جمله اگر علت وزن جاذبه است پس علت جاذبه چیست؟ هر چند اسحاق نیوتن در جواب می گفت اگر ما با دیدن چرخ دنده های ساعت به طرز کار آن پی ببریم ولی شناختی از نیرویی که باعث نوسان آونگ آن می شود نداشته باشیم همین پیشرفت خود گامی به جلو است و سعی می کرد از حیطه ای که منجر به سئوالات فلسفی می شود دوری کندپس از موفقیت کارهای گالیله و اسحاق نیوتن دیگاه مکانیکی جهان بسیار رونق گرفت ظاهرا با در نظر گرفت هر سیستم به صورت یک دستگاه و بکار بردن قوانین اسحاق نیوتن می توانستند علت حرکات و واکنشهای آن را توضیح دهند و این خود سرآغاز پرسشهایی در مورد موجبیت (جبر و اختیار)شد آیا انسان موجودی دارای اراده است و یا موجودی محکوم به قوانین مکانیکی است تصور مکانیکی که بعد از قرن هفدهم با قوانین اسحاق نیوتن حمایت می شد تصویری کاملا مکانیکی از جهان ترسیم می کرد به طوری که لاپلاس در جایی می گوید اگر ریاضیدان نابغه ای پیدا شد که بتواند تحولات تک تک ذرات یک سیستم را محاسبه کند می تواند پیش بینی کند کل سیستم در لحظه بعد به چه صورت خواهد بود البته تفکر ماشینی فهم بسیاری از مسائل طبیعت را فراهم آورد و در قرن هفدهم مکانیک نیوتنی زیر بنای فلسفه مادی به رهبری هابز بود در این طرز تفکر انسان را همانند ماشینی تصور می کردند که بدنی از ماده دارد حتی احساساتش را ناشی از حرکت مکانیکی ذرات بدنش می دانستند و کل جهان مانند ماشین عظیمی شباهت می یافت که هر کس در جای خود مانند چرخ دنده های ساعت مشغول کار می شد و هیچ اختیاری از خود نداشت و مسئول هیچ یک از اعمال خود نبود چون از خود اراده ای نداشت در این صورت آنچه را که ما از آن احساس به اراده می کنیم چیست؟

فلسفه فیزیک از دیدگاه فیلسوفان
دکارت می گفت :محقق است که خدا قبلا همه چیز را مقدر کرده است و قدرت اراده فقط ناشی از اینست که ما به قسمی عمل می کنیم که از نیروی خارجی که به سبب آن مجبور به عمل خاصی هستیم آگاه نمی باشیم. دنیای جدیدی که گالیله و نیوتن.. ساخته بودند حتی عامه مردم را درگیر خود کرده بود هرچند مردم بصورت فطری از آن سر باز می زدند و آن را قبول نداشتند آنها اراده می کردند و به مقصود می رسیدند در واقع فیزیک کلاسیک از طرز تفکر موجبیت (دترمی سیسم ) دفاع می کرد و پایه استدلالات آن بر پایه منطق ریاضی بود و ظاهرا چاره ای جز قبول موجبیت در طبیعت نبود امانوئل کانت برای رفع این مشکل در مورد آزادی اراده می گوید اگر عالم فقط همین است (که می بینیم) در این صورت بدیهی است که اراده نمیتواند آزاد باشد یعنی که چیزی را که می بینیم شاید چیزی نباشد که در واقع هست همان مثال مشهور غار افلاطون که کسانی که در زنجیر شده اند سایه ها را واقعیت می شمارند و نمی دانستند که سایه ها فقط سایه ای از واقعیت هستند! کانت بدین صورت عقیده خود را بیان می کند که پدیده ها فقط نشانه ها و نمایشهایی از حقیقت مطلق هستند نه خود حقیقت و استدلال می کند که منشاء اصلی آنها باید در جایی غیر از این عالم پدیده ها باشد بطوری که هر چند یک پدیده با پدیده دیگر رابطه علت و معلول داشته باشد ضرورتی برای قبول علیت بین تولید کنندگان آن پدیده نباشداگر، توجه خود را به پدیده ها معطوف کنیم ظاهرا قوانین ماشینی و جبر درست هستند و اگر بتوانیم با حقیقتی که اساس و اصل پدیده ها ست تماس حاصل کنیم شاید ببینیم که چنین قانونی وجود ندارد کانت در ادامه می گوید هدفش اثبات آزادی اراده نبود بلکه فقط می خواست این مسئله را حل کند که حداقل طبیعت و آزادی متضاد هم نیستند البته آنان سعی می کردند آزادی اراده را به اثبات برسانند هر چند بطور کامل موفق نشدند مکانیک نیوتنی توسط فرمولهای ریاضی پایه ریزی شده بود و ظاهرا شکست ناپذیر بنظر میرسید اما پس از مدتی مشخص شد آنگونه که در ابتدا فکر می کردند نمی توانند تمام پدیده ها را توجیه کنند از جمله خواص نور که خاصیت دوگانه ای از خود نشان می داد هم عصر نیوتن، هویگنس از لحاظ هندسی ثابت کرد که نور دارای خاصیت موجی است هر چند بعضی از پدیده ها با در نظر گرفتن خاصیت ذره ای نور قابل توجیه بوده با این حال در پدیده ها یی مانند تداخل و پراش نظریه ذره ای دچار مشکل می شد و در عوض نظریه موجی به طور کامل آنها را توجیه می کرد.

فیزیک کلاسیک از دیدگاه فلسفه
فیزیک کلاسیک با این تناقضات وارد مرحله جدیدی می شد اوایل قرن بیستم مصادف شد با چند انقلاب فکری در محدوده ها ی مختلف فیزیک از ذرات زیر اتمی تا کهکشانها دستخوش تحولات جدی گشت نظریه کلاسیک در مورد اثر گذاری دو جسم متحرک از راه دور فرض می کرد که در تمام فضا ماده ای به نام اتر وجود دارد و سرعت نور را نیز بی نهایت فرض می کرد اثبات عدم و جود اتر و آزمایشهایی که برای آشکارسازی اتر صورت گرفت دانشمندان را متقاعد کرد که اتر اصلا و جود خارجی ندارد و با عث شد دیدگاهی کامل تر از نظریه کلاسیک شکل گیرد، نظریه جدید نسبیت انیشتن که با فرض و اثبات متناهی بودن سرعت نور توانست بسیاری از تناقضات را حل کند.یکی از مسائلی که مکانیک کلاسیک نمی توانست آن را توضیح دهد پدیده تشعشع بود که پاسخ به آن منجر به پیدایش حوزه جدیدی در دنیای اتمی شد این انقلاب جدید انقلاب مکانیک کوانتومی بود نام ماکس پلانک خود را در این تحولات نشان می دهد که تابش را نیز چیزی مادی فرض کرد که از اتمها تشکیل شده بودند او پدیده تشعشع را همانند رگباری از انرژی تصور کرد و آنرا منقطع دانست که این مقادیر جدای انرژی تابش را کوانتوم نامید. تئوری او چند سال بعد توسط انیشتین فرمول بندی شد و به طور عملی در آزمایش فوتو الکتریک به اثبات رسید و از این رهگذر مفهوم فوتون وارد فیزیک شد. بعد از شکل گیری مکانیک کوانتومی که افرادی مانند هایزنبرگ و بور در آن نقش اساسی داشتند و تحولات فیزیک جدید باعث نگرشهای جدیدی شد تصویری که ما از طبیعت داریم تنها جزئی از حقیقت است که بصورت قابل فهم می توانیم تصور کنیم در فیزیک جدید دو تصویر جزئی از طبیعت وجود دارد تصویر جزئی و تصویر موجی که هر کدام برای خود اهمیت دارند مثلا برای فهم پدیده فوتوالکتریک از تصویر ذره ای استفاده می کنیم یا برای فهم پدیده تداخل از خاصیت موجی استفاده می کنیم آیا طبیعت با این دوگانگی قابل فهم است؟ در اینجا می خواهم مثال تاریخی در مورد دوگانگیهای قوانین ساخته شده بدست بشر را یادآور شوم حرکات اجرام آسمانی همواره جالب بوده است و بطلمیوس در دوران زمین مرکزی توانست با فرض اینکه زمین مرکز جهان است با دقت خوبی مدارات سیارات و زمان طلوع و غروب آنها را محاسبه کند. قرنها بعد کوپرنیک ادعا کرد که زمین مرکز جهان نیست و مانند ذره ای کوچک همانند سیارات دیگر گرد خورشید می گردد این نظریه نیز توانست با دقت حرکت اجرام سماوی را پیشگویی کند پس دو سیستم که هر دو نتایج تقریبا یکسانی دارند در دست داشتند ولی کدام یک حقیقت را پیش بینی می کرد؟ اگر هر دو به یک صورت زمان بر آمدن سیاره ای را پیشگویی می کنند کدامیک بر دیگری ترجیح دارد؟
اگر هدف علم فقط پیشگویی وقایع آینده بصورت یک قانون باشد در آن صورت نمی توان یک قانون را واقعیت بیرونی اشیاء دانست شاید گفته انیشتین در مورد قوانین فیزیک جالب باشد که می گفت :قوانین فیزیک باید ساده باشند .پس اگر دو نظریه که نتایج معادلی داشته باشند در دست داشته باشیم آنکه ساده تر است قابل قبول تر است این نشان می دهد که دانش هیچگاه نمی تواند ادعا کند آنچه را که بیان می کند حقیقت مطلق است.

لاپلاس گفته بود اگر حالت فعلی تک تک ذرات را بدانیم حالت بعدی آن را می توانیم محاسبه کنیم که این به نوعی بیان قانون علیت است و مکانیک کلاسیک علیت را به وضوح نشان می دهد اما فیزیک جدید و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ در مکانیک کوانتومی بیان می کند که ما زمان حال یک ذره را هم نمی توانیم با دقت تعیین کنیم پس پیشگویی بعدی ما نیز نمی تواند دقیق باشد و نیز می گوید ما تنها می توانیم شناختی صرفا آماری داشته باشیم و آینده ای که پیش بینی می کنیم نیز آماری خواهد بود و هیچگاه نمی توانیم با دقت آینده را پیش بینی کنیم برای مثال اگر بخواهیم جای یک الکترون را دور هسته بدانیم باید دسته نوری که خود دارای انرژی هستند از آن بازتاب کند و چون الکترون کوچک است پس باید نوری با طول موج کوتاه را مورد استفاده قرار دهیم یعنی هر چقدر بخواهیم دقیق تر باشیم، باید طول موجها کوتاهی بکار ببریم که خود دارای انرژی بیشتری هستند و باعث انحراف الکترون از مسیر قبلی آن می شوند بعبارتی می توان گفت هر تلاش برای شناخت دقیق(البته از نقطه نظر ما) جهان به عامل مزاحمی بر می خورد که فقط اجازه می دهد شناخت نسبی از آن کسب کنیم هر چند بعضی ها عدم قطعیت را قبول ندارند و می گویند که این بخاطر جهل ماست با این حال فیزیک جدید در مورد موجبیت نظرات جدیدی ارائه کردند بورن در کتاب فلسفه طبیعی علت و شانس می نویسد شکی نیست که فرمالیزم مکانیک کوانتومی و تعبیر آماری آن در تنظیم و پیش بینی تجارب فیزیکی خیلی موفق بوده اما آیا اشتیاق به فهم و توضیح اشیاء را می توان با نظریه ای که وضوحا و بی پروا آماری و غیر موجبیتی است ارضا کند آیا، می توانیم به قبول شانس و نه علت به عنوان قانون متعالی جهان فیزینیققاضی باشیم. به این سئوال جواب اینست که علیت به مفهوم درست آن حذف نمی شود بلکه تنها تعبیر سنتی از آن که با دترمی سیسم (جبرگرایی ) تطبیق می کند حذف میشود…علیت در تعریف، این اصل است که یک واقعیت فیزیکی بستگی به دیگری دارد و کاوش حقیقی کشف این و ابستگی است و این هنوز در مکانیک کوانتومی صادق است گرچه اشیا مورد مشاهده که برای آنها این وابستگی ادعا می شود متفاوتند، اینها احتمالات حوادث بنیادی هستند و نه خود حوادث فردی .


زندگی بشر را چیزی جز مکانیزم حرکتی ( دینامیک) و الگوهای ثابت و بی حرکت(ایستاتیک) تشکیل نمی دهد.در ابتدای زندگی بشر امکان اکتشاف قوانین از لابلای حوادث زندگی روزمره او وجود نداشته است. شاید خود او نیز از حضور چنین قوانینی در زندگی اش که معیشت او را امکان پذیر ساخته بی خبر بوده است و هر رویداد و حادثه ای را امری طبیعی می پنداشت و هیچ وقت کشش و جاذبه ای برای کشف علت و معلول نداشته است.
فیزیک حقیقت علت و معلول جهان هستی را تشکیل می دهد. شاید در ابتدا با شنیدن لفظ ان مفاهیمی مانند مسائل پیچیده و یا قانون ساده گرانش زمین و سیب نیوتن در ذهن همگی تداعی شود. اما چنین نیست! دنیایست پیچیده از کلیه حوادثی که دانستن هر یک از انها زمینه ای برای شکر گذاری هر چه بیشتر خالق منان را فراهم می سازد.

ذرات بینهایت

در زمینه تحقیق علمی 25 مقاله رساله و کتاب از استاد به چاپ رسیده است.تئوری بینهایت بودن ذرات ایشان در میان دانشمندان و فیزیکدانان جهان شناخته شده است.
نشان (اومیسیه دو لالژیون دونور) و همچنین نشان (کو ماندور دو لایژیون دو نور) بزرگترین نشان های کشور فرانسه به ایشان اهدا گردید.

تاریخچه علم فیزیک

فیزیکدانان تا اغاز سده نونزدهم میلادی( حدود سال 1280 هجری شمسی) توانسته بودند برای بسیاری از پدیده های طبیعی توجیه های قانع کنندهای ارائه کنند. مجموعه قانون ها و نظریه های تدوین شده تا ان زمان را فیزیک کلاسیک می نامند. این مجموعه از قانونها امروزه هم در بسیاری از مورد ها برای توجیه پدیده های طبیعی مورد استفاده قرارمی گیرد.
در سالهای پایانی سده نوزدهم میلادی پدیده هایی مشاهده شدند که با فیزیک کلاسیک قابل تو جیه نبو دند. فیزیکدانان در دهه های نخست سده بیستم میلادی این پدیده ها را به کمک نظریه های جدیدی که در فیزیک کلاسیک مطرح نبو دند تو جیه کردند. مجموعه این نظریه ها و قانون های مربوط به انها امروزه به نام فیزیک جدید یا نوین شناخته می شود.

نسبیت و کوانتوم
مبنا و شالوده فیزیک جدید را نسبیت و کوانتوم تشکیل می دهد. نسبیت مربوط به مطالعه پدیده ها در سرعت های بسیار بالا و نزدیک به سرعت نور است. و رفتار مواد را از دید ماکروسکوپیک مد نظر قرار می دهد.
کوانتوم نیز به بررسی پدیده ها در مقیاسهای کوچک و ذرات بنیادین و یا به عبارتی رفتار میکروسکوپیکی مواد می پردازد.

نظریه های نسبیت و کوانتوم هر دو طی بیست و پنج سال اول سده بیستم مطرح شدند. پایه گذار نظریه نسبیت البرت انیشتین بودو نظریه کوانتومی بودن ذرات نتیجه پژوهش های بسیاری از جمله انیشتین- بور –شروندینگر- هایز بنرگ- دیراک- پائولی و... بوده است.

نظریه کوانتومی

در سال 1279 هجری شمسی پنج سال قبل از ان که انیشتین نظریه نسبیت را پیشنهاد کند ماکس پلانک نظریه ای ارائه داد که در ان زمان تاثیر شگرف ان بر تحول های بعدی چندان اشکار نبود. نظریه کوانتومی که توسط پلانک ارائه شد نخستین نظریه از زنجیره نظریه هایست که مبانی مکانیک کوانتومی را تشتیل می دهد.پلانک این نظریه را برای تو جیه نتیجه های تجربی مر بوط به تابش مو ج های الکترو مغناطیسی از اجسام ارائه داد. شایان ذکر است که این تجربه ها قابل توجیه با قانونهای فیزیک کلاسیک نبود.

الکترومغناطیس- سابقه تاریخی

مبدا علم الکتریسیته به مشاهده معروف THALES OF MILETUS در 600 سال قبل از میلاد بر می گردد. در ازمایشگاه تالس متوجه شد که یک تکه کهربای مالش داده شده خرده های کاه را می رباید. از طرف دیگرمبدا علم مظناطیس به مشاهده این واقعیت برمی گردد که بعضی سنگها ( یعنی سنگهای ماگنیتیت) به طور طبیعی اهن را جذب می کنند. در سال 1820 هانس کریسنیان اورستد مشاهده کرد که جریان الکتریکی در یک سیستم می تواند عقربه قطب نمای مغناطیس را تحت تاثیر قرار دهد.
بدین ترتیب الکترومغناطیس به عنوان یک علم مطرح شد. این علم جدید توسط بسیاری از پژوهندگان که مهمترین انان مایکل فاراده بود تکامل یافت. جیمز کلرک مالسول قوانین الکترومغناطیس را به شکلی که امروزه می شناسیم دراورد. معادلات ماکسول همان نقشی را در الکترومغناطیس دارند که قوانین حرکت و گرانش نیوتن در مکانیک دارا هستند.

اپتیک

ماکسول چنین نتیجه گرفت که ماهیت نور الکترومغناطیس است و سرعت ان را می توان با اندازگیریهای صرفا الکتریکی و مغناطیسی کرد. از این رو اپتیک با الکتریسیته و مغناطیس رابطه نزدیکی پیدا کرد.

داستان ادامه دارد؟!!

تکامل الکترو مغناطیس کلاسیک به ماکسول ختم نشد. فیزیکدانان انگلیسی لایور هوی ساید و به ویژه فی زیکدانان هلندی در پالایش نظریه ماکسول مشارکت اساسی داشتند.

حسادت!

هاینریش هرتز بیست سال و اندی پس از انکه نظریه خود را مطرح کرد گام موثری به جلو برداشت. وی امواج ماکسولی الکترو مغناطیسیی را از نوعی که اکنون امواج کوتاه رادیویی می نامیم در ازمایشگاه تولید کرد. مارکونی و دیگران کاربرد علمی امواج الکترو مغناطیسی ماکسول و هرتز را مورد استفاده قرار دادند.

دسترنج!!

امروزه علم الکترو مغناطیس از دو جهت مورد توجه است. یکی در سطح کاربردهای مهندسی که در ان معادلات ماکسول در حل تعداد زیادی از مسائل علمی مورد استفاده قرار می گیردو در سطح مبانی نظری. در این سطح چنان تلاش مداومی برای گسترش دامنه ان وجود دارد که الکترومغناطیس حالت ویژگی ازیک نظر عمومی تر جلوه می کند. این نظریه عمومی تر نظریه های گرانش و فیزیک کوانتومی را نیز در بر می گیرد.

فیزیک هسته ای چیست؟

ذوالفقار دانشی

جدول تناوبی عناصر


درون هر اتم می‌توان سه ذره ریز پیدا کرد: پروتون، نوترون و الکترون.
پروتونها در کنار هم قرار می‌گیرند و هسته اتم را تشکیل می‌دهند، در حالی که الکترونها به دور هسته می‌چرخند. پروتون بار الکتریکی مثبت و الکترون بار الکتریکی منفی دارد و از آنجا که بارهای مخالف ، یکدیگر را جذب می‌کنند، پروتون و الکترون هم یکدیگر را جذب می‌کنند و همین نیرو، سبب پایدار ماندن الکترونها در حرکت به دور هسته می‌گردد. در اغلب حالت‌ها تعداد پروتونها و الکترونهای درون اتم یکسان است، بنابراین اتم درحالت عادی و طبیعی خنثی است.
نوترون، بار خنثی دارد و وظیفه اش در هسته، کنار هم نگاه داشتن پروتونهای هم بار است.می دانیم که ذرات با بار یکسان یکدیگر را دفع می‌کنند .در نتیجه وظیفه نوترونها این است که با فراهم آوردن شرایط بهتر، پروتونها را کنار هم نگاه دارند. ( این کار توسط نیروی هسته ای قوی صورت می‌گیرد )


تعداد پروتونهای هسته نوع اتم را مشخص می‌کند. برای مثال اگر 13 پروتون و 14 نوترون، یک هسته را تشکیل دهند و 13 الکترون هم به دور آن بچرخند، یک اتم آلومینیوم خواهید داشت و اگر یک میلیون میلیارد میلیارد اتم آلومینیوم را در کنار هم قرار دهید، آنگاه نزدیک به پنجاه گرم آلومینیوم خواهید داشت! همه آلومینیوم هایی که در طبیعت یافت می‌شوند، AL27 یا آلومینیوم 27 نامیده می‌شوند. عدد 27 نشان دهنده جرم اتمی است که مجموع تعداد پروتونها و نوترونهای هسته را نشان می‌دهد.
اگر یک اتم آلومینیوم را درون یک بطری قرار دهید و میلیونها سال بعد برگردید، باز هم همان اتم آلومینیوم را خواهید یافت. بنابراین آلومینیوم 27 یک اتم پایدار نامیده می‌شود.
بسیاری از اتمها در شکل های مختلفی وجود دارند. مثلاً مس دو شکل دارد: مس 63 که 70 درصد کل مس موجود در طبیعت است و مس 65 که 30 درصد بقیه را تشکیل می‌دهد. شکل های مختلف اتم، ایزوتوپ نامیده می‌شوند. هر دو اتم مس 63 و مس 65 دارای 29 پروتون هستند، ولی مس 63 دارای 34 نوترون و مس 65 دارای 36 نوترون است. هر دو ایزوتوپ خصوصیات یکسانی دارند و هر دو هم پایدارند.

اتمهای ناپایدار
تا اوایل قرن بیستم، تصور می‌شد تمامی اتم‌ها پایدار هستند، اما با کشف خاصیت پرتوزایی اورانیوم توسط بکرل مشخص شد برخی عناصر خاص دارای ایزوتوپ های رادیواکتیو هستند و برخی دیگر، تمام ایزوتوپ هایشان رادیواکتیو است. رادیواکتیو بدان معنی است که هسته اتم از خود تشعشع ساطع می‌کند.


هیدورژن مثال خوبی از عنصری است که ایزوتوپ های متعددی دارد و فقط یکی از آنها رادیو اکتیو است. هیدروژن طبیعی ( همان هیدروژنی که ما می‌شناسیم) در هسته خود دارای یک پروتون است و هیچ نوترونی ندارد. ( البته چون فقط یک پروتون درهسته وجود دارد نیازی به نوترون نیست ) ایزوتوپ دیگر هیدروژن، هیدروژن 2 یا دو تریوم است که یک پروتون و یک نوترون در هسته خود جای داده است. دوتریوم، فقط 015/0 درصد کل هیدروژن را تشکیل می‌دهد و در طبیعت بسیار کمیاب است، با این حال مانند هیدورژن طبیعی رفتار می‌کند. البته از یک جهت با آن تفاوت دارد و آن، سمی بودن دوتریوم در غلظت های بالاست. دوتریوم هم ایزوتوپ پایداری است، ولی ایزوتوپ بعدی که تریتیوم خوانده می‌شود، ناپایدار است. تریتیوم که هیدروژن 3 نیز خوانده می‌شود، در هسته خود یک پروتون و دو نوترون دارد و طی یک واپاشی رادیواکتیو به هلیوم 3 تبدیل می‌شود. این بدان معنی است که اگر ظرفی پر از تریتیوم داشته باشید و آن را بگذارید و یک میلیون سال بعد برگردید، ظرف شما پر از هلیوم 3 است. هلیوم 3 از 2 پروتون و یک نوترون ساخته شده وعنصری پایدار است ).


در برخی عناصر مشخص، به طور طبیعی همه ایزوتوپ‌ها رادیواکتیو هستند. اورانیوم بهترین مثال برای چنین عناصری است که علاوه بر رادیواکتیویته زیاد سنگین ترین عنصر رادیواکتیو هم هست که به طور طبیعی یافت می‌شود. علاوه بر آن، هشت عنصر رادیواکتیو طبیعی هم وجود دارند که عبارتند از پولوتونیوم، استاتین، رادون، فرانسیم، رادیوم، اکتینیوم، توریم و پروتاکتسینانیوم. عناصر سنگین تر از اورانیوم که به دست بشر در آزمایشگاه ساخته شده اند، همگی رادیواکتیو هستند.

واپاشی رادیو اکتیو
وحشت نکنید بر خلاف اسمش این فرایند بسیار ساده است! اتم یک ایزوتوپ رادیواکتیو طی یک واکنش خودبخودی به یک عنصر دیگر تبدیل می‌شود. این واپاشی معمولاً از سه راه زیر انجام می‌شود:
1- واپاشی آلفا
2- واپاشی بتا
3- شکافت خودبه خودی

توضیح تفاوت این سه راه کمی مشکل است اما بدون اینکه بدانید این سه راه چه فرقی با هم می‌کنند هم می‌توانید از ادامه مطلب سر در آورید!! اگر خیلی هم علاقمندید بدانید اینجا را کلیک کنید.

در این فرآیندها چهار نوع تابش رادیواکتیو مختلف تولید می‌شود:
1- پرتو آلفا
2- پرتو بتا
3- پرتو گاما
4- پرتوهای نوترون

باز هم برای اینکه بدانید چگونه ، اینجا را بخوانید!



تابش های طبیعی خطرناک
درست است که واپاشی رادیواکتیو، یک فرآیند طبیعی است و عناصر رادیواکتیو هم بخشی از طبیعت هستند، ولی این تابش های رادیواکتیو برای موجودات زنده زیان بار هستند. ذرات پر انرژی آلفا، بتا، نوترونها، پرتوهای گاما و پرتوهای کیهانی، همگی به تابش های یون ساز معروفند، بدین معنی که بر همکنش آنها با اتم‌ها منجر به جداسازی الکترون‌ها از لایه ظرفیتشان می‌شود. از دست دادن الکترونها، مشکلات زیادی از جمله مرگ سلول‌ها و جهش های ژنتیکی را برای موجودات زنده به دنبال دارد. جالب است بدانید جهش ژنتیکی عامل بروز سرطان است.
درات آلفا، اندازه بزرگتری دارند و از این رو توانایی نفوذ زیادی در مواد ندارند، مثلاً حتی نمی توانند از یک ورق کاغذ عبور کنند. از این رو تا زمانی که در خارج بدن هستند تأثیری روی افراد ندارند. ولی اگر مواد غذایی آلوده به مواد تابنده ذرات آلفا بخورید، این ذرات می‌توانند آسیب مختصری درون بدن ایجاد کنند.
ذرات بتا توانایی نفوذ بیشتری دارند که البته آن هم خیلی زیاد نیست، ولی در صورت خورده شدن خطر بسیار بیشتری دارند. ذرات بتا را می‌توان با یک ورقه فویل آلومینویم یا پلکسی گلاس متوقف کرد.
پرتوهای گاما همانند اشعه X فقط با لایه های ضخیم سربی متوقف می‌شوند. نوترونها هم به دلیلی بی یار بودن، قدرت نفوذ بسیار بالایی دارند و فقط با لایه های بسیار ضخیم بتن یا مایعاتی چون آب و نفت متوقف می‌شوند. پرتوهای گاما و پرتوهای نوترون به دلیل همین قدرت نفوذ بالا می‌توانند اثرات بسیار وخیمی بر سلول های موجودات زنده بگذارند، تأثیراتی که گاه تا چند نسل ادامه خواهد داشت.

 

 

نگاهى به تاريخ و شاخه هاى گوناگون فيزيك

 
در قرن هفدهم نيوتن با كارهايى كه بر روى نور انجام داد به اين نتيجه رسيد كه نور از ذره هاى كوچك تشكيل شده است. دانشمندان ديگر معتقد بودند كه ماهيت نور موج است. اما نفوذ نيوتن سبب شد كه نظريه او براى مدت ۲۰۰ سال مورد قبول با شد.سرانجام در سال ۱۸۶۵ جيمز ماكسول فيزيكدان اسكاتلندى همه پديده هاى الكتريكى و مغناطيسى را با تئورى خود تشريح و تفسير كرد. او گفت كه نور فقط بخشى از امواج الكترومغناطيسى است. ماكسول وجود امواج راديويى، كه موج، فروسرخ فرابنفش و اشعه ايكس و گاما كه بعد از آن كشف شد را پيش بينى كرد.تا اواخر سال ۱۸۰۰ ميلادى به نظر مى رسيد كه فيزيك ماموريت تشريح هر آن چيزى كه بايستى نسبت به رفتارمان و انرژى دانسته شود، شناخته است. به هر حال چيزى فراتر از حقيقت نيست. در اوايل دهه ۱۹۰۰ ميلادى فيزيك نيوتنى با دو نظريه نسبيت و كوانتوم مورد ضربه شديد قرار گرفت.در سال ۱۹۰۵ يك كارمند اداره ثبت  آلمانى به نام آلبرت اينشتين مقاله اى نوشت كه در آن نظر كاملاً جديدى در مورد مكان و زمان مطرح كرد. او پيشنهاد كرد كه فضا و زمان نسبى هستند بدين معنى كه اندازه گيرى آنها به چارچوب مرجع (محورهاى مختصات ناظر) بستگى دارد. ده سال بعد اينشتين تئورى نسبيت عمومى خود را ارائه داد و با رياضيات نشان داد كه فضا و زمان نسبى هستند. اين تئورى همچنين جانشين تئورى جاذبه نيوتنى شد و به كمك نظريه انحناى فضا حركت اجرام فضايى را تشريح كرد. نظريه نسبيت اينشتين آثار ديگر نجومى را كه نظريه نيوتن نمى توانست آنها را توجيه كند پيش بينى كرد.اينشتين در مورد انرژى كه ابتدا ماكس پلانك فيزيكدان آلمانى در سال ۱۹۰۰ نظر خود را اعلام كرده بود تفصيل و شرح استادانه اى ارائه داد. پلانك به اين نتيجه رسيد كه انواع شكل هاى انرژى از بسته هاى كوچكى تشكيل شده اند كه او آنها را كوانتوم ناميد. اينشتين نظريه پلانك را در مورد نور به كار برد و ذره انرژى نور را فوتون ناميد. با اين مفهوم اثر فوتوالكتريك را تشريح كرد. در پديده فوتوالكتريك تابش پرتوهاى فرابنفش به سطح فلز سبب خروج دانه هاى الكتريسيته به  نام الكترون مى شوند. اين امر نيز ماهيت دوگانه نور را آشكار كرد و نشان داد كه نور بعضى وقت ها مانند موج و بعضى وقت ها مانند ذره عمل مى كند نيلز بور فيزيكدان دانماركى نظريه كوانتومى را براى اتم به كار برد. او شرح داد كه در هر اتم الكترون ها مى توانند فقط سطح هاى مشخصى از انرژى را داشته باشند. هنگامى كه يك الكترون از سطح انرژى بيشتر به سطح انرژى كمتر انتقال يابد تفاوت انرژى در اثر اين پرش كوانتومى به صورت فوتون  نور تابش مى شود.در سال ۱۹۲۳ لويى ويكتور دوبروى فيزيكدان فرانسوى اعلام كرد كه نور ماهيت دوگانه موج - ذره را دارد، الكترون ها نيز چنين وضعى دارند. هنگامى كه نظر دوبروى مورد بررسى قرار گرفت مفهوم فيزيك كوانتومى و مكانيك كوانتومى روشن و موجب درك و فهم اساس ماده و حركت شد.آزمايش هايى كه بر روى هسته  اتم ها صورت گرفت سبب شد كه تحقيقات فيزيك در قرن بيستم بر هسته متمركز شود. وسيله اى كه براى اين تحقيقات به كار رفت شتاب دهنده ذرات بود كه وسيله اى با انرژى بسيار زياد است و مى تواند يك باريكه اى از ذره هاى اتمى الكتريسيته دار را به وجود آورد. فيزيكدانان از اين ذره ها براى بمباران اتم ها و مطالعه در چگونگى شكسته شدن آنها استفاده مى كنند.مطالعاتى كه با انرژى زياد صورت گرفت سبب كشف دو ذره جديد زيراتمى شد. جريان مطالعات اين پيشنهاد را در پى داشت كه انواع ذره هاى بنيادى از چند ذره اصلى به نام كوارك ساخته شده اند.در اواخر قرن بيستم اطلاعاتى كه دانشمندان از ذره هاى بنيادى و اثر متقابل آنها به دست آوردند تئورى جديد وحدت نيروها را مطرح كردند. اين تئورى تركيبى از چهار تئورى مربوط به نيروهاى گرانشى، الكترومغناطيسى، هسته هاى قوى و هسته هاى ضعيف بود كه به صورت تئورى واحد همه نيروها را دربرمى گيرد. پژوهش هايى كه در فيزيك ذرات بنيادى صورت گرفته منجر به پيدايش تئورى جديد جهان شناسى شده است. در اين تئورى منشاء ساز و كار و تحولات جهان بزرگ بررسى مى شود. مثلاً در دهه ۱۹۲۰ ادوين هابل اخترشناس آمريكايى و ديگران كشف كردند كه جهان منبسط و گسترده مى شود. اين موضوع تحت عنوان تئورى بينگ بنگ بيان شده و مطرح مى كند كه جهان در اثر يك انفجار بزرگ كيهانى آغاز شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:28  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

جريان مستقيم و جريان متناوب

جريان مستقيم و جريان متناوب

تا به حال هر چه گفتيم راجع به جريان مستقيم بود يعني جرياني كه دامنه و جهت آن نسبت به زمان ثابت است به زبان ساده تر اينكه مقدار جريان عبوري از مدار و جهت حركت الكترونها ثابت بوده و با گذشت زمان هيچ تغييري نميكند.


جريان متناوب

تعريف : جريان متناوب جرياني است كه مقدار و جهت آن نسبت به زمان دائماً در حال تغيير است. به زبان ساده تر اينكه مقدار جريان دائماً كم و زياد ميشود و جهت حركت الكترونها هم عوض ميشود (از ماكزيمم به صفر و از صفر به مينيمم ميرسد).


سوال :
چگونه مقدار جريان تغيير ميكند در صورتيكه عناصر مدار ثابت هستند ؟

جواب :
ولتاژ منبع تغذيه دائما در حال تغيير (متناوب ) است به همين جهت در مقدار جريان تاثير ميگذارد.

سوال :
جهت الكترونها چگونه عوض ميشود ؟

ميدانيد كه الكترونها هميشه از قطب منفي به سمت مثبت حركت ميكنند . در منبع تغذيه متناوب مثبت و منفي آن (پلاريته ) دائما در حال تغيير است يعني اگر خروجي منبع تغذيه ما دو سيم داشته باشد مثلا به رنگهاي قرمز و سياه در يك لحظه زماني سيم قرمز مثبت و سيم سياه منفي است و در لحظه اي ديگر عكس اين حالت وجود دارد يعني جاي قطب مثبت و منفي دائما عوض ميشود پس جهت حركت الكترونها هم كه از قطب منفي به مثبت است دائما عوض ميشود

 عروف ترين جريان متناوب جريان متناوب سينوسي است .
در نمودار روبرو مشخص است كه در لحظه 1 ثانيه جريان صفر، در لحظه 5/1 ثانيه 5- آمپر و در لحظه 5/2 ثانيه 5 آمپر است .

سيكل چيست ؟

كوچكترين قسمت موج كه دائماُ تكرار ميشود يك سيكل نام دارد مثلا در شكل روبرو از لحظه صفر ثانيه تا لحظه 2 ثانيه يك سيكل است كه تا بينهايت تكرار ميشود .


فركانس چيست ؟

به تعداد سيكل هايي كه در يك ثانيه توليد ميشود فركانس گويند كه واحد آن هرتز است

 مثلاً در شكل بالا فركانس 5/0 هرتز است


نكته

برقي كه در خانه هاي ما استفاده ميشود همين جريان متناوب است كه فركانس آن 50 هرتز ميباشد. يعني جرياني كه از يك لامپ عبور ميكند ثانيه اي 100= 50×2 بار صفر ميشود پس چه انتظاري داريد حتماُ انتظار داريد كه لامپ در هر ثانيه 100 بار خاموش و روشن شود ولي اين عمل صورت نميگيرد چون لامپ بر اساس گرما توليد نور ميكند اگر بخواهيم كه يك لامپ را ثانيه اي صد بار خاموش و روشن كنيم بايد بتوانيم در يك ثانيه صد بار لامپ را گرم و صد بار سرد كنيم . ولي گرما چيزي نيست كه در مدت 1 صدم ثانيه صفر شود پس مدتي طول ميكشد كه دفع شود و تا آن مدت لامپ دوباره روشن ميشود .

ساختمان ترانسفورماتور

ترانسفورماتورها را با توجه به كاربرد و خصوصيات آنها به سه دسته كوچك متوسط و بزرگ دسته بندي كرد. ساختن ترانسفورماتورهاي بزرگ و متوسط به دليل مسايل حفاظتي و عايق بندي و امكانات موجود ، كار ساده اي نيست ولي ترانسفورماتورهاي كوچك را مي توان بررسي و يا ساخت. براي ساختن ترانسفورماتورهاي كوچك ، اجزاي آن مانند ورقه آهن ، سيم و قرقره را به سادگي مي توان تهيه نمود.

اجزاي تشكيل دهنده يك ترانسفورماتور به شرح زير است؛

 

هسته ترانسفورماتور:

هسته ترانسفورماتور متشكل از ورقه هاي نازك است كه سطح آنها با توجه به قدرت ترانسفورماتور ها محاسبه مي شود. براي كم كردن تلفات آهني هسته ترانسفورماتور را نمي توان به طور يكپارچه ساخت. بلكه معمولا آنها را از ورقه هاي نازك فلزي كه نسبت به يكديگر عايق‌اند، مي سازند. اين ورقه ها از آهن بدون پسماند با آلياژي از سيليسيم (حداكثر 4.5 درصد) كه داراي قابليت هدايت الكتريكي و قابليت هدايت مغناطيسي زياد است ساخته مي شوند.

در اثر زياد شدن مقدار سيليسيم ، ورقه‌هاي دينام شكننده مي شود. براي عايق كردن ورقهاي ترانسفورماتور ، قبلا از يك كاغذ نازك مخصوص كه در يك سمت اين ورقه چسبانده مي شود، استفاده مي كردند اما امروزه بدين منظور در هنگام ساختن و نورد اين ورقه ها يك لايه نازك اكسيد فسفات يا سيليكات به ضخامت 2 تا 20 ميكرون به عنوان عايق در روي آنها مي مالند و با آنها روي ورقه ها را مي پوشانند. علاوه بر اين ، از لاك مخصوص نيز براي عايق كردن يك طرف ورقه ها استفاده مي شود. ورقه هاي ترانسفورماتور داراي يك لايه عايق هستند.

بنابراين ، در مواقع محاسبه سطح مقطع هسته بايد سطح آهن خالص را منظور كرد. ورقه‌هاي ترانسفورماتورها را به ضخامت هاي 0.35 و 0.5 ميلي متر و در اندازه هاي استاندارد مي سازند. بايد دقت كرد كه سطح عايق شده ى ورقه هاي ترانسفورماتور همگي در يك جهت باشند (مثلا همه به طرف بالا) علاوه بر اين تا حد امكان نبايد در داخل قرقره فضاي خالي باقي بماند. لازم به ذكر است ورقه ها با فشار داخل قرقره جاي بگيرند تا از ارتعاش و صدا كردن آنها نيز جلوگيري شود.


سيم پيچ ترانسفورماتور

معمولا براي سيم پيچ اوليه و ثانويه ترانسفورماتور از هادي هاي مسي با عايق (روپوش) لاكي استفاده مي‌كنند. اينها با سطح مقطع گرد و اندازه‌هاي استاندارد وجود دارند و با قطر مشخص مي‌شوند. در ترانسفورماتورهاي پرقدرت از هاديهاي مسي كه به صورت تسمه هستند استفاده مي‌شوند و ابعاد اين گونه هادي‌ها نيز استاندارد است.


توضيح سيم پيچي ترانسفورماتور به اين ترتيب است كه سر سيم پيچ‌ها را به وسيله روكش عايقها از سوراخهاي قرقره خارج كرد، تا بدين ترتيب سيم ها قطع (خصوصا در سيمهاي نازك و لايه‌هاي اول) يا زخمي نشوند. علاوه بر اين بهتر است رنگ روكش‌ها نيز متفاوت باشد تا در ترانسفورماتورهاي داراي چندين سيم پيچ ، را به راحتي بتوان سر هر سيم پيچ را مشخص كرد. بعد از اتمام سيم پيچي يا تعمير سيم پيچهاي ترانسفورماتور بايد آنها را با ولتاژهاي نامي خودشان براي كنترل و كسب اطمينان از سالم بودن عايق بدنه و سيم پيچ اوليه ، بدنه و سيم پيچ ثانويه و سيم پيچ اوليه آزمايش كرد.

قرقره یا چرخ  ترانسفورماتور:

براي حفاظ و نگهداري از سيم پيچ‌هاي ترانسفورماتور خصوصا در ترانسفورماتورهاي كوچك بايد از قرقره استفاده نمود. جنس قرقره بايد از مواد عايق باشد قرقره معمولا از كاغذ عايق سخت ، فيبرهاي استخواني يا مواد ترموپلاستيك مي سازند. قرقره هايي كه از جنس ترموپلاستيك هستند معمولا يك تكه ساخته مي شوند ولي براي ساختن قرقره هاي ديگر آنها را در چند قطعه ساخت و سپس بر روي همدگر سوار كرد. بر روي ديواره هاي قرقره بايد سوراخ يا شكافي ايجاد كرد تا سر سيم پيچ از آنها خارج شوند.

اندازه قرقره بايد با اندازه ى ورقه‌هاي ترانسفورماتور متناسب باشد و سيم پيچ نيز طوري بر روي آن پيچيده شود. كه از لبه هاي قرقره مقداري پايين تر قرار گيرد تا هنگام جا زدن ورقه‌هاي ترانسفورماتور ، لايه ى رويي سيم پيچ صدمه نبيند. اندازه قرقره هاي ترانسفورماتورها نيز استاندارد شده است اما در تمام موارد ، با توجه به نياز ، قرقره مناسب را مي توان طراحي كرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:24  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

مقاومت چیست

مقاومت چيست ؟

هر هادي الكتريكي در برابر عبور جريان مقداري مقاومت از خود نشان ميدهد اين مقاومت باعث ميشود كه جريان عبوري از هادي محدود شود، مثال دو ليوان آب را به ياد بياريد وقتي بين دوليوان كه مقدار آبشان با هم برابر نبود لوله اي وصل كرديم آب از طرف ليوان پرتر به طرف ليوانه نصفه در درون لوله به حركت در آمد حالا اگر يك شير سر راه اين لوله قرار دهيم چنانچه شير را به سمت بسته شدن بچرخانيم لوله ارتباطي تنگ تر ميشود در نتيجه جريان آب كاهش پيدا ميكند يعني مقاومت سر راه لوله را افزايش داده ايم پس مقدار مقاومت سر راه لوله تعيين كننده مقدار جريان آب عبوري از لوله است در واقع شير يك وسيله براي كنترل جريان آب است به همين صورت با كم و زياد كردن مقاومت موجود در مسير يك مدار ميتوان جريان كل مدار را كنترل كرد . مقدار مقاومت بستگي به جنس هادي و طول آن دارد كه آن را بر حسب اهم مي سنجند يك اهم عبارتست از مقدار مقاومتي كه اگر به دو سريك منبع ولتاژ يك ولتي وصل شود جريان يك آمپر از آن عبور كند .

هنگام در گيري سربازهاي سيم و سربازهاي الكتروني ، الكترونها با سلاح هاي گرم به جان سيم مي افتند و در اثر اين جنگ و آتش سوزي مقداري از انرژي سربازهاي الكتروني بصورت گرما هدر ميرود پس يكي از كارهايي كه مقاومت انجام داد اين بود كه مقداري از جريان را تبديل به گرما كرد در بعضي جاها ما عمداً براي توليد گرما از مقاومت استفاده ميكنيم مثل مقاومت تنگستن لامپ يا سيم مقاومت داري كه در سماورهاي برقي يا بخاري برقي ها استفاده ميكنيم كه به آن المنت هم ميگويند.

در اين جور مواقع كه گرما كار مورد نياز ما را انجام ميده ميگيم سيم يا دستگاه انرژي الكتريكي رو مصرف كرده اما هر وقت كه اين گرما را لازم نداشته باشيم و بي علت توليد بشود ميگوييم مقاومت سيم مقداري انرژي الكتريكي را تلف كرده مثل گرمايي كه در سيمهاي انتقال انرژي (سيمهاي رابط ) توليد ميشود .

شكل ظاهري مقاومتها

مقاومت ممكن است چندين حلقه سيم مسي نازك كه به دور هسته اي پيچيده شده است باشد ، و يا از مواد نيمه رسانا مانند كربن ساخته شده باشد. مواد نيمه رسانا نسبت به رساناها مقاومت بيشتري در برابر عبور جريان از خود نشان ميدهند. مقاومتها به اشكال و اندازه هاي مختلفي ساخته ميشوند كه رايجترين آنها ، مقاومتهاي رنگي هستند كه از آنها در جريانهاي پايين استفاده ميشود و در جريانهاي بالا معمولا از مقاومتهاي سراميكي يا آجري استفاده ميشود كه نسبت به مقاومتهاي رنگي حجم بيشتري دارند .

سمبل مداري مقاومت به اين شكلها است :

حالا ميخواهيم يك رابطه بين اين سه كميت پيدا كنيم :

مقاومت ، جريان ، ولتاژ

بازهم مثال ليوان آب :

گفتيم اگه يه شير سر راه لوله رابط دو ليوان قرار دهيم ميتونيم جريان آب را كنترل كنيم حالا فرض كنيد شير آب را به اندازه اي تنظيم كرديم كه در هر ثانيه يك سي سي آب وارد ليوان نصفه ميشود حالا به جاي ليوان پر آب يه گالن پر آب وصل ميكنيم آيا بازم همون مقدار آب وارد ليوان نصفه ميشود ؟

مسلماً اينطور نيست چون فشار آب زياد شده . به ازاي يك ثانيه آب بيشتري از لوله عبور ميكند. پس هرچه فشار آب را زياد كنيم (اختلاف سطح آبها) جريان آب بيشتر ميشود و به همين صورت هم در مدار الكتريكي هر چه فشار الكتريكي (ولتاژ) را افزايش دهيم در صورت ثابت بودن مقاومت مدار جريان نيز بيشتر ميشود.

مقاومت / ولتاژ= جريان عبوري از سيم

يا

جريان / ولتاژ = مقاومت

جريان × مقاومت = ولتاژ
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:22  توسط منصور ذکی"معصوم"   | 

انتیگرال (گروپ آرین)

انتگرال

در حساب دیفرانسیل و انتگرال ، از انتگرال یک تابع برای عمومیت دادن به محاسبه مساحت ، حجم ، جرم یک تابع استفاده می شود. فرایند پیدا کردن جواب انتگرال را انتگرال گیری گویند.البته تعاریف متعددی برای انتگرال گیری وجود دارد ولی در هر حال جواب مشابه ای از این تعاریف بدست می آید. انتگرال یک تابع مثبت پیوسته در بازه (a,b) در واقع پیدا کردن مساحت بین خطوط x=0 , x=10 و خم منفی F است . پس انتگرال F بین a و b در واقع مساحت زیر نمودار است. اولین بار لایب نیتس نماد استانداری برای انتگرال معرفی کرد و به عنوان مثال انتگرال f بین a و b رابه صورت نشان می دهند علامت ،انتگرال گیری از تابع f را نشان می دهند ،aو b نقاط ابتدا و انتهای بازه هستند و f تابعی انتگرال پذیر است و dx نمادی برای متغیر انتگرال گیری است.

انتگرال یک تابع مساحت زیر نمودار آن تابع است.


از لحاظ تاریخی dx یک کمیت بی نهایت کوچک را نشان می دهد. هر چند در تئوریهای جدید، انتگرال گیری بر پایه متفاوتی
پایه گذاری شده است به عنوان مثال تابع f را بین x=0 تا x=10 در نظر بگیرید ،مساحت زیر نمودار در واقع مساحت مستطیل خواهدبود که بین x=0 ،x=10 ،y=0 ،y=3 محصور شده است یعنی دارای طول 10 و عرض 3است پس مساحت آن برابر 30 خواهد بود .

اگر تابعی دارای انتگرال باشد به آن انتگرال پذیر گویند و تابعی که از انتگرال گیری از یک تابع حاصل می شود تابع اولیه گویند . اگر انتگرال گیری از تابع در یک محدوده خاص باشند به آن انتگرال معین گویند که نتیجه آن یک عدد است ولی اگر محدوده آن مشخص نباشد به آن انتگرال نامعین گویند.

مثال

انتگرال یک تابع مثبت پیوسته در بازه (0,10) در واقع پیدا کردن مساحت محصور بین خطوط x=0 , x=10 و خم منحنی fx است. aو b نقاط ابتدا و انتهای بازه هستند و f تابعی انتگرال‌پذیر است و dx نمادی برای متغیر انتگرال گیری است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:19  توسط منصور ذکی"معصوم"   |